004-127-099-نساء

« Back to Glossary Index
و درباره زنان از تو فتوا میخواهند، بگو الله در اینجا درباره آنان برای شما فتوا میدهد و هم در آنچه در این کتاب (یعنی در اول همین سوره) بر شما درباره زنان یتیمی که نمی خواهید مهر واجب شده برای ایشان را به ایشان بدهید و مایلید ایشان را با مهری کم به نکاح خود در آورید فتوا میدهد و مطالب دنبال آن هم که مربوط به نگهداری فرزندان ناتوان یتیمان است که در آن گفته شد درباره آنان بعدالت رفتار کنید، فتوای الله میباشد آری شما آنچه کار خوب کنید الله بدان داناست (۱۲۷)

وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ ۖ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ فِي يَتَامَى النِّسَاءِ الَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ ۚ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا

و درباره زنان از تو پرسش می‌کنند ـ بگو: خدا دربارهٔ ایشان و آنچه در کتاب دربارهٔ یتیمانِ زنانی که آنچه برایشان نوشته نشده به آنان داده نمی‌شود و شما مایلید با آن‌ها نکاح کنید و کودکانی که در وضع ناتوان هستند و اینکه برای یتیمان به عدالت قیام کنید چه فتوا می‌دهد ـ به شما فتوا می‌دهد؛ و هر کار خیری کنید، همانا خدا به آن داناست

  1. وَيَسْتَفْتُونَكَ فِي النِّسَاءِ
  • ترجمه: و از تو دربارهٔ زنان استفتا می‌کنند / از تو حکم شرعی دربارهٔ زنان می‌پرسند.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: حرف عطف «و».
    • يَسْتَفْتُونَ: فعل مضارع فعل ثلاثی مزید بلامتکلم، از ریشهٔ ف-ت-ی؛ باب استفعل، به معنی «استفتا می‌کنند»، یعنی سؤال شرعی یا فتوا طلب می‌کنند. ضمیر جمع مخاطب (آن‌ها).
    • كَ: ضمیر اشاره به مخاطبِ مفرد مذکر (تو).
    • فِي: حرف جر به معنی «در/درباره».
    • النِّسَاءِ: اسم مجرور به معنی «زنان» (نِساء جمعِ امرأة). معلوم می‌کند موضوع پرسش «زنان» است.

  1. ۖ قُلِ اللَّهُ يُفْتِيكُمْ فِيهِنَّ
  • ترجمه: بگو: خدا دربارهٔ آن‌ها (زنان) به شما فتوا می‌دهد.
  • توضیح واژگان:
    • قُلْ: فعل امر از ق-ل، به معنی «بگو».
    • اللَّهُ: فاعلِ مفهوم؛ «خدا».
    • يُفْتِيكُمْ: فعل مضارع مبنیّ بر یاء، از ریشهٔ ف-ت-ی؛ باب افعل، به معنی «به شما فتوا می‌دهد/حکم شرعی می‌دهد». کاف در آخر ضمیر مفعول جمع مخاطب «شما».
    • فِيهِنَّ: ظرف مکان یا حرف جر + ضمیر جمع مؤنث غایب، «در مورد آن‌ها/دربارهٔ ایشان (زنان)».

  1. وَمَا يُتْلَىٰ عَلَيْكُمْ فِي الْكِتَابِ
  • ترجمه: و آنچه در کتاب بر شما تلاوت می‌شود / و آنچه در (کتاب) آسمانی بر شما خوانده می‌شود.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • مَا: موصول یا نفی و اسم موصولی در اینجا به معنی «آنچه».
    • يُتْلَىٰ: فعل مجهول مضارع از ریشهٔ ت-ل-و، باب افتعل یا تلا؛ به معنی «تلاوت می‌شود/خوانده می‌شود».
    • عَلَيْكُمْ: حرف جر + ضمیر جمع مخاطب «بر شما».
    • فِي: «در».
    • الْكِتَابِ: «کتاب»، اشاره به کتاب آسمانی (قرآن یا کتب پیشین)؛ مجرور به دلیل «في».

  1. فِي يَتَامَى النِّسَاءِ الَّاتِي لَا تُؤْتُونَهُنَّ مَا كُتِبَ لَهُنَّ
  • ترجمه: دربارهٔ یتیمان زنانِ آن‌هایی که شما به آن‌ها آنچه برایشان نوشته شده را نمی‌دهید.
  • توضیح واژگان:
    • فِي: «دربارهٔ/در».
    • يَتَامَى: جمع یَتِيم؛ «یتیمان». در اینجا مضاف یا مفعول معنوی است.
    • النِّسَاءِ: مضافٌ الیه یا توضیح برای یتاما — «زنان» (یتیمان زنان).
    • الَّاتِي: ضمیر موصول مؤنث جمع، «آنانی که».
    • لَا: نافی «نه/نمی».
    • تُؤْتُونَهُنَّ: فعل مضارع از ا-ع-ت یا و-ه-ی؟ از ریشه أ-ع-ط است به شکل تُؤْتُونَ (باب افعل) به معنی «به آن‌ها می‌دهید»؛ ضمیر «هنّ» مفعول جمع مؤنث.
    • مَا: «آنچه».
    • كُتِبَ: فعل ماضی مجهول از ریشه ک-ت-ب، «نوشته شد/ثبت شد/تعیین شد».
    • لَهُنَّ: «برای آن‌ها» ضمیر جمع مؤنث.

توضیح بدوی‌تر: منظور از «يتامى النساء اللاتي لا تؤتونهن ما كُتِب لهنّ» زنانی هستند که پدر یا ولیِ آنان فوت شده و حقّ مادی یا سهم یا مهریه‌ای که به آن‌ها تعلق دارد به‌شان داده نمی‌شود؛ یا به‌طور کلی یتیمانِ مؤنثی که حقوقشان ادا نمی‌شود.


  1. وَتَرْغَبُونَ أَن تَنكِحُوهُنَّ
  • ترجمه: و شما مایلید که آن‌ها را به همسری بگیرید / بخاطر میل خود می‌خواهید با آن‌ها ازدواج کنید.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • تَرْغَبُونَ: فعل مضارع از ریشه ر-غ-ب، به معنی «رغبت دارید/مایلید».
    • أَن: حرف مصدریه «که/تا».
    • تَنكِحُوهُنَّ: فعل مضارع از ریشه ن-ك-ح، به معنی «با ایشان ازدواج کنید/همسری بگیرید»؛ ضمیر «هنّ» مفعول جمع مؤنث.

زمینهٔ این عبارت این است که مردان ممکن است به خاطر تمایلشان بخواهند با یتیمان زن ازدواج کنند، شاید بدون رعایت حقوق یا بدون رعایت عدالت نسبت به ارث یا مهریه.


  1. وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الْوِلْدَانِ
  • ترجمه: و آن‌هایی که ضعیف شده‌اند از کودکان / و کودکان ناتوان و آسیب‌پذیر.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • الْمُسْتَضْعَفِينَ: اسم مبالغه یا اسم مفعول از مصدر اِسْتَضْعَفَ، به معنی «ضعیف‌انگاشته‌شدگان/مستضعفان/ضعیفان تحت‌ستم». در اینجا به کودکان آسیب‌پذیر اشاره دارد.
    • مِنَ: «از».
    • الْوِلْدَانِ: جمع وَلَد، به معنی «کودکان/نوآموزان/نوجوانان»؛ به صورت نصب یا جرّ بسته به ساختار جمله.

  1. وَأَنْ تَقُومُوا لِلْيَتَامَى بِالْقِسْطِ
  • ترجمه: و اینکه نسبت به یتیمان عدالت (قسط) را رعایت کنید / حقوق یتیمان را به عدالت ادا نمایید.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • أَنْ: حرف مصدریه «که».
    • تَقُومُوا: فعل مضارع از ق-و-م، باب افعل، به معنی «بایستید/پا به‌جا کنید/اداء کنید»؛ در ترکیب به معنی «مراقبت کنید / عمل کنید».
    • لِلْيَتَامَى: «نسبت به یتیمان» (لـ = برای/نسبت به).
    • بِالْقِسْطِ: «باِقْسَط»؛ قسط به معنی عدالت، انصاف، پرداخت حقوق؛ بِ preposition + الْقِسْطِ مضاف نشان‌دهنده وسیله یا کیفیت عمل.

  1. ۚ وَمَا تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ كَانَ بِهِ عَلِيمًا
  • ترجمه: و هر نیکی که انجام دهید، قطعاً خدا نسبت به آن آگاه است.
  • توضیح واژگان:
    • وَ: «و».
    • مَا: «هر آنچه/آنچه».
    • تَفْعَلُوا: فعل مضارع از ف-ع-ل، «انجام دهید».
    • مِنْ: «از/از میان».
    • خَيْرٍ: «خیر/نیکی/عمل نیک».
    • فَإِنَّ: «زیرا که بی‌گمان» (فـ برای تأکید علت).
    • اللَّهَ: «خدا» (مفعول/فاعل در ساختار تأکیدی).
    • كَانَ: فعل ماضی ناسخ، «بود/همواره است» در معنا.
    • بِهِ: حرف جر + ضمیر اشاره «نسبت به آن/در آن».
    • عَلِيمًا: صفت خبر كان، به معنی «آگاه».
Nach oben scrollen