004-128-099-نساء

« Back to Glossary Index
و اگر زنی از بدرفتاری شوهرش و یا از دوری جستن شوهر خود ترسید عیبی بر هیچ یک از آن دو نیست که میان یکدیگر شرایطی را برای آشتی قرار دهند و آشتی بهتر از راه دیگر است و اشخاص از حسد دور نیستند (بیشتر زنان و مردان که با هم راه ناسازگاری پیش میگیرند روی مقایسه همسر خود با همسر دیگران و حسادت نسبت به امتیازات دیگران است که نباید چنین حسدی باعث ناسازگاریها شود) و اگر شما مردان به همسر خود نیکوئی کنید و از حسادت نسبت به زندگی زناشوئی دیگران بپرهیزید الله بکار شما آگاه است (اگر اینکارها را کردید و باز مجبور شدید ناسازگار باشید ممکن است حق با شما باشد) (۱۲۸)

وَإِنِ ٱمْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِرْتِدَادًا فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا ۚ وَٱلصُّلْحُ خَيْرٌ ۗ وَأُحْضِرَتِ ٱلْأَنفُسُ ٱلشُّحَّ ۚ وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

فارسی: و اگر زنی از شوهرش بیم داشته باشد (از نظر) نافرمانی یا برگشت‌جویی، بر آن دو گناهی نیست که میان خود سازشی برقرار کنند؛ و سازش بهتر است. و طمع در دل‌ها مطرح شده است؛ و اگر شما نیکی کنید و پرهیزکاری پیشه کنید، پس بی‌گمان خدا به آنچه عمل می‌کنید آگاه است.

وَإِنِ ٱمْرَأَةٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِرْتِدَادًا

  • ترجمه فارسی جمله: و اگر زنی از شوهرش بیم داشته باشد (از نظر) نافرمانی یا برگشت‌جویی
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَإِنِ: «و اگر». حرف شرط.
    • ٱمْرَأَةٌ: «زنی». اسم مؤنث به معنی زن.
    • خَافَتْ: «از ترسیده است» یا «بیم دارد». فعل ماضی مفرد مؤنث از ریشه خ ف ف.
    • مِن: «از».
    • بَعْلِهَا: «شوهرش». بعل در لغت به معنی شوهر است؛ ضمیر «ها» متصل به معنای «او/او را (مؤنث)» است.
    • نُشُوزًا: «نُشوز» به معنی نافرمانی، سرکشی در برابر وظایف زناشویی یا مخالفت آشکار؛ این کلمه در متن به صورت مفعول یا حال به‌کار رفته و با تنوین (نُشُوزًا) برای بیان مفهوم صیغه اسمی/مصدر یا تعبیر حال.
    • أَوْ: «یا».
    • إِرْتِدَادًا: «بازگشت، برگشت‌جویی، بازگشت از ایمان یا رفتار صحیح»؛ در این آیه به معنی مخالفت یا برگرداندن به حال قبل؛ گاهی به معنی «کناره‌گیری» یا «عقب‌نشینی» از وظایف به‌کار رفته است.

فَلَا جُنَاحَ عَلَيْهِمَا أَن يُصْلِحَا بَيْنَهُمَا صُلْحًا

  • ترجمه فارسی جمله: پس بر آن دو گناهی نیست که میان خود سازشی برقرار کنند
  • توضیح واژه‌ها:
    • فَ: «پس» یا در اینجا پیوند نتیجه‌ای.
    • لَا: «نه» (نفی).
    • جُنَاحَ: «گناه، مانع، مشکل شرعی»؛ جُنَاح به معنی خطا یا مانع شرعی است. «لا جناح» یعنی هیچ منع شرعی و تعبیراً جای ایراد نیست.
    • عَلَيْهِمَا: «بر آن دو (آنها)»؛ ضمیر دو نفره (مؤنث و مذکر در اینجا به زوج اشاره دارد).
    • أَن: حرف مصدری که جمله بعدی را به‌عنوان موضوع امکان/اجازه معرفی می‌کند.
    • يُصْلِحَا: فعل مضارع معنی «آنان (دو نفر) سازش کنند/اصلاح کنند»؛ صرفا به صورت مضارع مذکور برای مثنای مؤنث یا مثنای عام استفاده شده است. ریشه ص ل ح به معنی اصلاح و آشتی.
    • بَيْنَهُمَا: «میانشان، بین آن دو».
    • صُلْحًا: «سازش، آشتی»؛ صلح در اینجا به معنی توافق و اصلاح رابطه است.

وَٱلصُّلْحُ خَيْرٌ

  • ترجمه فارسی جمله: و سازش بهتر است
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: «و».
    • ٱلصُّلْحُ: «صلح، سازش، سازگاری میان طرفین»؛ اسم معرفه با ال.
    • خَيْرٌ: «بهتر، نیکوتر»؛ خبر است که می‌گوید صلح برتر و پسندیده‌تر است.

وَأُحْضِرَتِ ٱلْأَنفُسُ ٱلشُّحَّ

  • ترجمه فارسی جمله: و طمع در دل‌ها مطرح شده است
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَ: «و».
    • أُحْضِرَتِ: «بوده‌اند آورده شده/حاضر شده‌اند»؛ فعل ماضی مجهول یا مبنی‌بر اینکه چیزی در برابر چشم قرار گرفته یا کالبداً لمس شده؛ در این سیاق به معنی «به‌وجود آمده/آورده شده» یا «به‌میان آمد» است.
    • ٱلْأَنفُسُ: «نفس‌ها، جان‌ها، دل‌ها»؛ جمع «نَفْس».
    • ٱلشُّحَّ: «بخل، طمع، بُخل نسبت به چیزی»؛ شح به معنی بخل و حرص و تمایل ناپسند به مال یا منافع است. جمع «الانفس» به‌همراه «الشح» یعنی درون‌ها/دل‌ها با شح (طمع) مواجه شده‌اند.
  • توضیح تفسیر مختصر واژه‌ای: عموماً مفسران این عبارت را به این معنی گرفته‌اند که در این موضوع (سازش زوجین) نفوس دچار شُح (تمایل، بخل، خودخواهی، رغبت به حقوق یا امتیاز) شده‌اند یا اینکه حس طمع و لجاجت در دل‌ها فعال شده است؛ به عبارت دیگر انگیزه‌ها و حس‌ها وارد قضیه شده و مانع روشنی یا انصاف شده‌اند.

وَإِن تُحْسِنُوا وَتَتَّقُوا فَإِنَّ ٱللَّهَ كَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِيرًا

  • ترجمه فارسی جمله: و اگر شما نیکی کنید و پرهیزکاری پیشه کنید، پس بی‌گمان خدا به آنچه عمل می‌کنید آگاه است
  • توضیح واژه‌ها:
    • وَإِن: «و اگر».
    • تُحْسِنُوا: «شما نیکی کنید، رفتار خوب داشته باشید، به‌درستی عمل کنید»؛ از ریشه ح س ن به معنی خوب کردن، نیکو کردن، احسان.
    • وَتَتَّقُوا: «و پرهیزگار باشید، تقوا پیشه کنید»؛ از ریشه و ق ی به معنی پرهیز از گناه، تقوا و مراقبت در عمل.
    • فَإِنَّ: «پس بی‌گمان که»؛ حرف تأکید و استناد.
    • ٱللَّهَ: «خدا».
    • كَانَ: «بود»؛ این‌جا به‌عنوان فعل اختصاصی «كانَ» در ترکیب خبری با خبر حال یا خبر تأکیدی به‌کار رفته است (کانَ با خبر صفتی).
    • بِمَا: «به آنچه»؛ حرف جر ب + ما نسبی.
    • تَعْمَلُونَ: «شما عمل می‌کنید»؛ فعل مضارع مخاطب جمع.
    • خَبِيرًا: «آگاه، آشنا، مطلع»؛ خبر «کان» است که می‌گوید خداوند نسبت به اعمال شما آگاه است.
Nach oben scrollen