072-010-042-جن

« Back to Glossary Index
و ما جِن ها بر خلافِ تصورِ بشر نمی دانیم که آیا برای مردمِ روی زمین حوادثِ بدی خواسته شده که برسد یا پروردگار ایشان نسبت به ایشان خیر و خوبی خواسته (این آیه تذکر میدهد که غیب گوهائی که با جِن مربوط هستند از آینده ای دور نمیتوانند خبر بدهند، بلکه اگر خبری دهند، خبرهائی است که موجود است. ولی بشر بواسطه موانعِ مادی از آن ها بی خبر است و جِن ها چون آنها را می بینند خبر دارند و لذا می بینیم فالگيرانِ غیب گو، بیشتر از گذشته و حال سخن میگویند و درباره آینده جز خیالبافی نمی کنند و تصادفی سخنِ ایشان راست می آید و لذا انسانِ عاقل دنبال این بازی های به ظاهر معجزه آسا نمی رود و جز به قوانین طبیعی الله و متن كتاب الله پای بند نمی گردد) (۱۰)
وَأَنّا لا نَدري أَشَرٌّ أُريدَ بِمَن فِي الأَرضِ أَم أَرادَ بِهِم رَبُّهُم رَشَدًا

و ما نمی‌دانیم آیا برای کسانی که در زمین‌اند بدی خواسته شده است یا پروردگارشان برای آنان راه‌یابی و صلاح خواسته است.

وَأَنّا لا نَدري

و ما نمی‌دانیم.

وَأَنّا
ریشه: «أَنَّ»؛ از نظر گرامری: «أَنَّ» حرف مشبه بالفعل و «نا» ضمیر متصل، اسم آن؛ معنا: و ما، و این‌که ما.

لا
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف نفی؛ معنا: نمی، نه.

نَدري
ریشه: د ر ي؛ از نظر گرامری: فعل مضارع، متکلم مع الغیر، از «دَرَى»؛ معنا: می‌دانیم.


أَشَرٌّ أُريدَ بِمَن فِي الأَرضِ

آیا برای کسانی که در زمین‌اند بدی خواسته شده است؟

أَ
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: همزهٔ استفهام؛ معنا: آیا.

شَرٌّ
ریشه: ش ر ر؛ از نظر گرامری: اسم، نکره و مرفوع؛ نایب فاعلِ «أُريدَ»؛ معنا: بدی، شر، زیان.

أُريدَ
ریشه: ر و د؛ از نظر گرامری: فعل ماضی مجهول، مفرد مذکر غایب؛ معنا: خواسته شد، اراده شد.

بِمَن
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: «بِـ» حرف جر و «مَن» اسم موصول؛ معنا: برای کسانی که، دربارهٔ کسانی که.

فِي
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف جر؛ معنا: در.

الأَرضِ
ریشه: أ ر ض؛ از نظر گرامری: اسم مجرور با «فِي» و معرفه با «الـ»؛ معنا: زمین.


أَم أَرادَ بِهِم رَبُّهُم رَشَدًا

یا پروردگارشان برای آنان راه‌یابی و صلاح خواسته است؟

أَم
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف و تقسیم؛ معنا: یا.

أَرادَ
ریشه: ر و د؛ از نظر گرامری: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ معنا: خواست، اراده کرد.

بِهِم
ریشه: ندارد؛ از نظر گرامری: «بِـ» حرف جر و «هِم» ضمیر متصل؛ معنا: برای آنان، دربارهٔ آنان.

رَبُّهُم
ریشه: ر ب ب؛ از نظر گرامری: «رَبُّ» فاعل و مرفوع، «هُم» ضمیر متصل و مضاف‌إلیه؛ معنا: پروردگارشان.

رَشَدًا
ریشه: ر ش د؛ از نظر گرامری: اسم، مفعول مطلق یا مفعول‌به و منصوب؛ معنا: راه‌یابی، هدایت، صلاح و رشد.

Nach oben scrollen