072-011-042-جن

« Back to Glossary Index
و بعضی از ما نیکوکار هستند و برخی دیگر غیرِ نیکوکار، و ما نیز مانند بشر به مذاهب گوناگون رفته ایم  (این آیه میرساند هر نوع مذهبی در میان انسان ها باشد، یا پدید آید از طریق جِن هایی که فکرشان متناسب با آن مذهب و در محیط پیدا شده آن مذهب هستند پذیرفته میشود و تبلیغ میگردد و چون احزاب سیاسی و حکومتها نیز چنین اند و عين آنچه میان انسانهاست میان جِن ها نیز بوجود می آید، تا هر چه در ماده موجود میشود در ضد ماده نیز بوجود آید) (۱۱)
وَأَنّا مِنَّا الصّالِحونَ وَمِنّا دُونَ ذٰلِكَ ۖ كُنّا طَرائِقَ قِدَدًا

و از میان ما، شایستگان و درستکاران هستند و از میان ما کسانی غیر از آنان؛ ما گروه‌ها و روش‌های گوناگونی هستیم.

وَأَنّا مِنَّا الصّالِحونَ

و از میان ما، شایستگان و درستکاران هستند.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامری: حرف پیونددهنده برای عطف‌کردن این جمله به جملهٔ پیشین.
معنی: و.

أَنّا
ریشه: «أَنَّ» از حروف مشبّه بالفعل، همراه با «نا»ی متکلم مع‌الغیر.
گرامری: «أَنَّ» حرف نصب و تأکید است و «نا» اسم آن و در محل نصب قرار دارد.
معنی: اینکه ما، یا بی‌تردید ما.

مِنَّا
ریشه: «مِنْ»؛ «نا» ضمیر متصل.
گرامری: «مِنْ» حرف جر و «نا» ضمیر متصل در محل جر است؛ مجموعاً جار و مجرور و در اینجا به معنای «از میان ما» است.
معنی: از ما، از میان ما.

الصّالِحونَ
ریشه: ص‌ل‌ح.
گرامری: جمع مذکر سالمِ «صالح»؛ خبر «أَنَّ» و مرفوع، با علامت رفعِ واو. «الـ» نشانهٔ معرفه‌بودن است.
معنی: شایستگان، درستکاران، نیکوکاران.


وَمِنّا دُونَ ذٰلِكَ

و از میان ما کسانی غیر از آنان نیز هستند.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
گرامری: حرف پیونددهنده.
معنی: و.

مِنَّا
ریشه: «مِنْ»؛ «نا» ضمیر متصل.
گرامری: «مِنْ» حرف جر و «نا» ضمیر متصل در محل جر؛ مجموعاً به معنای «از میان ما».
معنی: از ما، از میان ما.

دُونَ
ریشه: د‌و‌ن.
گرامری: اسم ظرف و مضاف؛ در اینجا به‌صورت مضاف به «ذٰلِكَ» آمده است.
معنی: غیر، پایین‌تر از، جزِ.

ذٰلِكَ
ریشه: ندارد؛ اسم اشاره.
گرامری: اسم اشارهٔ مفرد مذکر دور؛ «ذٰلِكَ» مضافٌ‌إلیه و در محل جر است.
معنی: آن، آنان، آن گروه.


كُنّا طَرائِقَ قِدَدًا

ما گروه‌ها و روش‌های گوناگونی هستیم.

كُنّا
ریشه: ک‌و‌ن.
گرامری: «كانَ» فعل ناقص ماضی است و «نا» اسم آن و در محل رفع قرار دارد.
معنی: بودیم، هستیم؛ در اینجا با توجه به ساختار جمله، «هستیم» یا «وجود داریم».

طَرائِقَ
ریشه: ط‌ر‌ق.
گرامری: جمع «طریقة»؛ خبر «کان» و منصوب، با علامت فتحه.
معنی: راه‌ها، روش‌ها، گروه‌ها یا دسته‌ها.

قِدَدًا
ریشه: ق‌د‌د.
گرامری: جمع «قِدّة»؛ صفت برای «طرائق» و منصوب، با علامت فتحه.
معنی: گوناگون، جدا از هم، متفاوت.

Nach oben scrollen