072-009-042-جن

« Back to Glossary Index
ما جِن ها چندی پیش در چنین پایگاهی آسمانی می نشستیم تا چیزی از مردم کرات دیگر بشنویم و آن پایگاهها هنوز هست و الآن هر کس به آنجا برود و گوش فرا دارد، در کمین خودش اشعه ای سوزان خواهد یافت (قبل از زمان پیامبر اسلام جِن ها موفق به درست کردن پایگاههای فضایی از جنس ضد ماده شده بودند. و در سوره صافات از آیه ۵ تا آیه ۱۵ و چند سوره دیگر گفته شده که در شش کره از منظومه شمسی که بالاتر از زمین به دور خورشید میگردند و مانند زمین دارای ماه هستند مخلوقاتی مشابه مردم زمین زندگی میکنند که گِل و خمیره ایشان فشرده تر از مردمِ روی زمین است و قوی تر از مردم زمین می باشند و تو ای پیامبر نباید از این تذکرات تعجب کنی و به مسخره دیگران نیز گوش نده) (۹)
وَأَنّا كُنّا نَقعُدُ مِنها مَقاعِدَ لِلسَّمعِ ۖ فَمَن يَستَمِعِ الآنَ يَجِد لَهُ شِهابًا رَصَدًا

و ما پیش‌تر در آنجا برای شنیدن، در جایگاه‌هایی می‌نشستیم؛ اما اکنون هر کس گوش فرا دهد، شهابی را در کمین خود می‌یابد.

وَأَنّا كُنّا نَقعُدُ مِنها مَقاعِدَ لِلسَّمعِ

و ما پیش‌تر در آنجا برای شنیدن، در جایگاه‌هایی می‌نشستیم.

وَأَنّا
ریشه: «أَنَّ»؛ «وَ» حرف عطف است و «أَنَّ» حرف مشبّه بالفعل؛ «نا» ضمیر متصل، اسم «أَنَّ» و به معنای «ما»؛ مجموعاً: «و اینکه ما» یا در ترجمهٔ روان: «و ما».

كُنّا
ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص از «كانَ»؛ «نا» ضمیر متصل، اسم آن؛ «كُنّا» یعنی «ما بودیم» و همراه با فعل پس از خود، استمرار در گذشته را می‌رساند.

نَقعُدُ
ریشه: «ق ع د»؛ فعل مضارع، اول‌شخص جمع، از «قَعَدَ»؛ یعنی «می‌نشینیم» یا «می‌نشستیم».

مِنها
ریشه: «مِن» حرف جر؛ «ها» ضمیر متصل، به معنای «آن» و اشاره به آسمان؛ «مِنها» یعنی «از آن» یا در اینجا «در آن».

مَقاعِدَ
ریشه: «ق ع د»؛ جمع «مَقعَد»؛ اسم مکان، منصوب و مفعولٌ‌فیه یا بدل از موضع نشستن؛ یعنی «جایگاه‌ها» یا «نشستگاه‌ها».

لِلسَّمعِ
ریشه: «س م ع»؛ «لِـ» حرف جر و بیان هدف؛ «السَّمع» اسم مصدر، مجرور؛ یعنی «برای شنیدن» یا «به قصد گوش دادن».


فَمَن يَستَمِعِ الآنَ يَجِد لَهُ شِهابًا رَصَدًا

پس اکنون هر کس گوش فرا دهد، شهابی را در کمین خود می‌یابد.

فَـ
حرف عطف یا نتیجه؛ یعنی «پس» یا «بنابراین».

مَن
اسم شرط، مبنی؛ به معنای «هر کس» یا «کسی که».

يَستَمِعِ
ریشه: «س م ع»؛ فعل مضارع از باب استفعال، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ در اصل «يَستَمِعُ» است و به دلیل قرار گرفتن در جایگاه فعل شرط، مجزوم شده و ضمهٔ پایانی آن به کسره تبدیل شده است؛ یعنی «گوش فرا دهد» یا «با دقت بشنود».

الآنَ
قید زمان؛ یعنی «اکنون» یا «همین حالا».

يَجِد
ریشه: «و ج د»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، از «وَجَدَ»؛ به دلیل قرار گرفتن در جواب شرط، مجزوم شده و حرف پایانی آن حذف شده است؛ یعنی «می‌یابد».

لَهُ
ریشه: «لِـ» حرف جر و «هُ» ضمیر متصل؛ یعنی «برای او»؛ در اینجا به معنای «در انتظار او» یا «بر سر راه او».

شِهابًا
ریشه: «ش ه ب»؛ اسم مفرد، منصوب و مفعولٌ‌به؛ به معنای «شهاب» یا «جرقهٔ آتشین و نورانی».

رَصَدًا
ریشه: «ر ص د»؛ اسم مصدر یا صفت به معنای «در کمین بودن»؛ منصوب و برای تأکید معنای کمین‌کردن آمده است؛ یعنی «در کمین» یا «نگهبانی آماده برای تعقیب».

Nach oben scrollen