072-008-042-جن

« Back to Glossary Index
و ما عملاً چون به آسمان دست یافتیم، آنجا را پر از جُلو گیرنده هائی سخت و اشعه های مزاحم یافتیم (در سوره الرحمن گفته شده بود که جِن و انسان که یکی از جنسِ ضدِ ماده و دیگری از جنسِ ماده است، هر دو، دو موجودِ مشابه در روی زمین می باشند، یکی روی زمین و دیگری در آتمسفر زمین، و هیچ کدام نمی توانند از زمین و آسمانِ مشترک خود به زمین و آسمانِ دیگری از منظومه شمسی که دارای نفوسِ مشابه نفوسِ زمین هستند تجاوز نمایند زیرا پیشرفتِ ایشان تا آنجاست که بتوانند خطرات میان راه را که طبیعی هستند بگذرانند و پایگاهی برای رفتن به آنجاها بسازند و در چنین موقعی، بوسیله مردم آن زمینها که در کمین این متجاوزین هستند با شعله هائی آتشین عقب نشینی خواهند کرد و همچنین گفته شده که خطرات طبیعی میان آسمان یکی گازهای خفه کننده و موذی است و یکی دیگر اشعه های بی دود.) (۸)

وَأَنّا لَمَسنَا السَّماءَ فَوَجَدناها مُلِئَت حَرَسًا شَديدًا وَشُهُبًا

و ما آسمان را لمس کردیم و آن را پر از نگهبانانی نیرومند و شهاب‌ها یافتیم.

وَأَنّا:
ریشه: «أَنَّ»؛ «وَ» حرف عطف است و «أَنَّ» از حروف مشبّه بالفعل، به معنای «و این‌که» یا «و ما». ضمیر «نا» اسم «أَنَّ» و به معنای «ما» است.

لَمَسنَا:
ریشه: «ل م س»؛ فعل ماضی، صیغهٔ اول‌شخص جمع، به معنای «لمس کردیم» یا «دریافتیم». «نا» ضمیر فاعلی و به معنای «ما» است.

السَّماءَ:
ریشه: «س م و»؛ اسم، مفرد، مؤنث و معرفه با «ال». در جمله مفعولٌ‌به و منصوب است؛ به معنای «آسمان».

فَوَجَدناها:
ریشه: «و ج د»؛ «فَ» حرف عطف یا نتیجه است و «وَجَدنا» فعل ماضی، صیغهٔ اول‌شخص جمع، به معنای «یافتیم». «ها» ضمیر متصل و مفعولٌ‌به، به معنای «آن را» است.

مُلِئَت:
ریشه: «م ل أ»؛ فعل ماضی مجهول، سوم‌شخص مفرد مؤنث، به معنای «پر شد» یا «پر گردید». تاء پایانی نشانهٔ مؤنث بودن فاعلِ مؤخر، یعنی «آسمان»، است.

حَرَسًا:
ریشه: «ح ر س»؛ اسم جمع یا اسم جنس، منصوب و در جایگاه تمییز یا بیان‌کنندهٔ عاملِ پُرشدن؛ به معنای «نگهبانان» یا «نگهبانی».

شَديدًا:
ریشه: «ش د د»؛ صفت، مفرد، مذکر و منصوب؛ صفت برای «حَرَسًا»؛ به معنای «نیرومند»، «سخت» یا «شدید».

وَشُهُبًا:
ریشه: «ش ه ب»؛ «وَ» حرف عطف و «شُهُبًا» جمع «شِهاب»، منصوب و معطوف به «حَرَسًا»؛ به معنای «و شهاب‌ها».

Nach oben scrollen