007-087-041-أعراف

« Back to Glossary Index
و اگر گروهی از شما به آنچه من بدان فرستاده شده ام ایمان آوردند و گروهی ایمان نیاوردند صبر کنید تا آلله خودش میان ما قضاوت نماید. زیرا بهترین قضاوت کنند گان او می باشد (۸۷)
وَإِن كانَ طائِفَةٌ مِنكُم آمَنوا بِالَّذي أُرسِلتُ بِهِ وَطائِفَةٌ لَم يُؤمِنوا فَاصبِروا حَتّىٰ يَحكُمَ اللهُ بَينَنا ۚ وَهُوَ خَيرُ الحاكِمينَ

و اگر گروهی از شما به آنچه بدان فرستاده شده‌ام ایمان آورده‌اند و گروهی ایمان نیاورده‌اند، پس شکیبایی کنید تا الله میان ما داوری کند، و او بهترین داوران است.

وَإِن كانَ طائِفَةٌ مِنكُم آمَنوا بِالَّذي أُرسِلتُ بِهِ

و اگر گروهی از شما به آنچه بدان فرستاده شده‌ام ایمان آورده‌اند،

وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف؛ معنا: و.

إِن ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف شرط جازم؛ معنا: اگر.

كانَ ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: بود، باشد، وجود داشته باشد.

طائِفَةٌ ریشه: ط و ف؛ اسم مفرد مؤنث، مرفوع با تنوین ضمه، اسمِ «كانَ»؛ معنا: گروه، دسته، بخشی از مردم.

مِنكُم ریشه: «مِن» حرف است و ریشه ندارد؛ «كُم» ضمیر پیوستهٔ دوم‌شخص جمع است؛ از نظر گرامری: جار و مجرور، وابسته به «طائفة»؛ معنا: از شما.

آمَنوا ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنا: ایمان آوردند، باور کردند.

بِالَّذي ریشه: «بِ» حرف است و ریشه ندارد؛ «الَّذي» اسم موصول، مفرد مذکر؛ از نظر گرامری: «بِ» حرف جر و «الَّذي» مجرور به آن؛ معنا: به آنچه، به کسی که.

أُرسِلتُ ریشه: ر س ل؛ فعل ماضی مجهول، اول‌شخص مفرد؛ «تُ» ضمیر متصل در جایگاه نائب فاعل؛ معنا: فرستاده شدم.

بِهِ ریشه: «بِ» حرف است و ریشه ندارد؛ «هِ» ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ از نظر گرامری: جار و مجرور؛ معنا: به آن، با آن، بدان.


وَطائِفَةٌ لَم يُؤمِنوا

و گروهی ایمان نیاورده‌اند،

وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف؛ معنا: و.

طائِفَةٌ ریشه: ط و ف؛ اسم مفرد مؤنث، مرفوع با تنوین ضمه؛ از نظر گرامری: معطوف بر «طائفةٌ» پیشین؛ معنا: گروه، دسته.

لَم ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف نفی و جزم و قلب؛ فعل مضارع را مجزوم و معنای آن را به گذشته نفی می‌کند؛ معنا: نکردند، نیاوردند.

يُؤمِنوا ریشه: أ م ن؛ فعل مضارع، سوم‌شخص جمع مذکر، مجزوم به «لَم» با حذف نون؛ معنا: ایمان می‌آورند؛ و همراه با «لَم»: ایمان نیاوردند.


فَاصبِروا حَتّىٰ يَحكُمَ اللهُ بَينَنا

پس شکیبایی کنید تا الله میان ما داوری کند،

فَ ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف تفریع یا نتیجه؛ معنا: پس، بنابراین.

اصبِروا ریشه: ص ب ر؛ فعل امر، خطاب به جمع مذکر؛ «واو» ضمیر پیوستهٔ دوم‌شخص جمع و فاعل است؛ معنا: شکیبایی کنید، صبر کنید.

حَتّىٰ ریشه: حرف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف غایت و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: تا، تا هنگامی که.

يَحكُمَ ریشه: ح ك م؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، منصوب به «حَتّىٰ» با فتحه؛ معنا: داوری کند، حکم کند.

اللهُ ریشه: نام خاص ذات الهی؛ از نظر گرامری: مرفوع با ضمه، فاعلِ «يَحكُمَ»؛ معنا: الله.

بَينَنا ریشه: ب ي ن؛ «بَينَ» اسم ظرف مکان، منصوب و مضاف؛ «نا» ضمیر پیوستهٔ اول‌شخص جمع در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنا: میان ما.


وَهُوَ خَيرُ الحاكِمينَ

و او بهترین داوران است.

وَ ریشه: حرف عطف، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: حرف عطف یا استیناف؛ معنا: و.

هُوَ ریشه: ضمیر، ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ از نظر گرامری: ضمیر منفصل سوم‌شخص مفرد مذکر، مبتدا؛ معنا: او.

خَيرُ ریشه: خ ي ر؛ اسم تفضیل، مرفوع با ضمه، خبرِ «هُوَ» و مضاف؛ معنا: بهتر، بهترین.

الحاكِمينَ ریشه: ح ك م؛ جمع مذکر سالم، مجرور با یاء، مضاف‌الیه؛ مفرد آن «حاكِم» است؛ معنا: داوران، حکم‌کنندگان.

Nach oben scrollen