038-040-040-ص

« Back to Glossary Index
و به یقین، برای سليمان نزد ما تقرب و بازگشتِ نیکوئی می باشد (40)

وَإِنَّ لَهُ عِندَنا لَزُلفىٰ وَحُسنَ مَآبٍ

و بی‌گمان او نزد ما دارای تقرب و جایگاهی نزدیک، و سرانجامی نیکو است.

وَ
حرف عطف یا استیناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین می‌آید و معنای «و» دارد.

إِنَّ
حرف تأکید و نصب؛ بر سر جملهٔ اسمیه می‌آید، اسم خود را منصوب و خبر خود را مرفوع می‌کند و معنای «همانا» یا «بی‌گمان» می‌دهد.

لَهُ
«لِـ» حرف جر به معنای «برایِ» یا «از آنِ»؛ «ـهُ» ضمیر متصلِ مجرور، مفرد مذکر غایب، به معنای «او». جار و مجرور در جایگاه خبر مقدّمِ «إِنَّ» است.

عِندَنا
«عِندَ» اسمِ ظرف مکان، منصوب و مضاف، به معنای «نزدِ» و «پیشِ»؛ «نا» ضمیر متصل در محل جر به‌عنوان مضاف‌الیه، به معنای «ما». این ترکیب معنای «نزد ما» دارد.

لَزُلفىٰ
«لَـ» لامِ تأکید، برای استوار کردن معنا؛ «زُلفىٰ» اسمِ «إِنَّ» و منصوب با فتحهٔ مقدر بر الفِ مقصور. از ریشهٔ «ز ل ف» به معنای نزدیک شدن و تقرب یافتن است؛ معنای آن «تقرب»، «نزدیکیِ ویژه» و «مقام نزدیک» است.

وَ
حرف عطف؛ «حُسنَ مَآبٍ» را بر «زُلفىٰ» عطف می‌کند و معنای «و» دارد.

حُسنَ
اسمِ عطف‌شده بر «زُلفىٰ» و منصوب؛ از ریشهٔ «ح س ن» به معنای نیکو بودن و زیبایی. در اینجا به معنای «نیکویی» و «خوبی» است.

مَآبٍ
مضاف‌الیه، مجرور با کسره؛ از ریشهٔ «أ و ب» به معنای بازگشتن. «مَآب» اسم مکان یا مصدر میمی است و به معنای «بازگشتگاه»، «سرانجام» و «جای بازگشت» می‌آید؛ «حُسنَ مَآبٍ» یعنی «سرانجامی نیکو».

Nach oben scrollen