| و ما به سلیمان گفتیم، که اینها بخشش ما بر توست، که به تناسبِ آنها می توانی، بعضی را بدون حساب منّت گذاری و تشویق کنی و از آزادی آنها استفاده نمائی و برخی را در بند، نگهداری (۳۹) |
| هٰذا عَطاؤُنا فَامنُن أَو أَمسِك بِغَيرِ حِسابٍ این بخششِ ماست؛ پس ببخش یا نگهدار، بیهیچ حسابی. هٰذا عَطاؤُنااین بخششِ ماست. هٰذا: اسم اشارهٔ مبنی برای مفرد مذکرِ نزدیک؛ از ریشهٔ مستقلِ «ذا» در اسمهای اشاره؛ در محل رفع مبتدا؛ معنی: این. عَطاؤُنا: «عَطاء» اسم مصدر از ریشهٔ «ع ط و» به معنای بخشیدن و عطا کردن؛ مرفوع و خبرِ «هٰذا»؛ «نا» ضمیر متصل در محل جرِ مضافالیه؛ معنی: بخششِ ما، عطای ما. فَامنُن أَو أَمسِكپس ببخش یا نگهدار. فَ: حرف عطف یا تفریع؛ برای پیوند دادن و بیان نتیجه؛ معنی: پس، بنابراین. امنُن: فعل امرِ مبنی بر سکون از «مَنَّ یَمُنُّ»، از ریشهٔ «م ن ن»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنت» است؛ معنی: ببخش، عطا کن. أَو: حرف عطف؛ برای بیان اختیار میان دو کار؛ معنی: یا. أَمسِك: فعل امرِ مبنی بر سکون از «أمسكَ یُمسِكُ»، از ریشهٔ «م س ك»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنت» است؛ معنی: نگهدار، بازدار، از بخشیدن خودداری کن. بِغَيرِ حِسابٍبیهیچ حسابی. بِ: حرف جر؛ معنی: با، به، در اینجا: بدونِ. غَيرِ: اسم از ریشهٔ «غ ي ر»؛ مجرور به سبب حرف جر «بِ» و مضاف؛ معنی: غیر، جز، بدون. حِسابٍ: اسم از ریشهٔ «ح س ب» به معنای شمردن و محاسبه کردن؛ مجرور و مضافالیه؛ معنی: حساب، اندازه، شمار، بازخواست. |
038-039-040-ص
« Back to Glossary Index
