038-041-040-ص

« Back to Glossary Index
و ای پیغمبر، بنده ما ایوب را هم بیاد آور، وقتی را بیاد آور، که ایوب پروردگار خود را صدا کرد و گفت آن شیطان ناراحتی و عذابی بمن رسانده (با مراجعه به داستان ایوب در کتبِ مقدس یهود، که جملات کوتاه قرآن در این سوره خلاصه ای است، فشرده از آن داستان مفصل و با در نظر گرفتنِ استعمال معانی مختلف در قرآن برای اسم شیطان متوجه میشویم، که هر چیزی موذی شیطان است، چه مانند آیه بالا بیماری و میکربِ بیماری زا باشد و چه اشخاص موذی و شیطنت کار و چه هوسهای فریبنده و حتی توجهاتِ باطل، که باعث فراموشی انسان در کار خیر میشود) (41)
وَاذكُر عَبدَنا أَيّوبَ إِذ نادىٰ رَبَّهُ أَنّي مَسَّنِيَ الشَّيطانُ بِنُصبٍ وَعَذابٍ

و بندهٔ ما، ایوب، را به یاد آور؛ آن‌گاه که پروردگارش را ندا داد: «همانا شیطان مرا به رنج و عذاب گرفتار کرده است.»

وَاذكُر عَبدَنا أَيّوبَ

و بندهٔ ما، ایوب، را به یاد آور.

وَ
حرف عطف؛ از ریشهٔ مستقل «و»؛ به معنای «و».

اذكُر
فعل امر، مفرد مذکر مخاطب، از ریشهٔ «ذ ك ر»؛ به معنای «یاد کن، به یاد آور، ذکر کن».

عَبدَنا
«عَبدَ» اسم منصوب و مفعول‌بهِ «اذكُر»؛ از ریشهٔ «ع ب د»؛ به معنای «بنده، پرستنده». «نا» ضمیر متصل در محل جرّ مضاف‌الیه؛ به معنای «ما». مجموعاً: «بندهٔ ما».

أَيّوبَ
اسم خاص، بدل یا عطف بیانِ «عَبدَنا»، منصوب؛ نام پیامبر ایوب. این نام غیرمنصرف است و به صورت فتحه می‌آید.


إِذ نادىٰ رَبَّهُ

آن‌گاه که پروردگارش را ندا داد.

إِذ
ظرف زمان، مبنی بر سکون؛ به معنای «هنگامی که، آن‌گاه که».

نادىٰ
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ن د و»؛ به معنای «ندا داد، فراخواند، با صدای بلند خواند».

رَبَّهُ
«رَبَّ» اسم منصوب و مفعول‌بهِ «نادىٰ»؛ از ریشهٔ «ر ب ب»؛ به معنای «پروردگار، سرپرست، مالک و تدبیرکننده». «هُ» ضمیر متصل در محل جرّ مضاف‌الیه؛ به معنای «او». مجموعاً: «پروردگارش».


أَنّي مَسَّنِيَ الشَّيطانُ بِنُصبٍ وَعَذابٍ

همانا شیطان مرا به رنج و عذاب گرفتار کرده است.

أَنّي
«أَنَّ» حرف تأکید و نصب؛ به معنای «همانا، اینکه». «ي» ضمیر متصل در محل نصب اسم «أَنَّ»؛ به معنای «مرا / من را». مجموعاً: «همانا مرا».

مَسَّنِيَ
فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «م س س»؛ به معنای «مرا لمس کرد، به من رسید، مرا گرفتار کرد». «ني» ضمیر متصل در محل نصب مفعول‌به؛ به معنای «مرا».

الشَّيطانُ
اسم مرفوع و فاعلِ «مَسَّ»؛ از ریشهٔ «ش ط ن»؛ به معنای «شیطان، موجود سرکش و دورشده از خیر». «ال» برای معرفه‌کردن اسم است.

بِنُصبٍ
«بِ» حرف جر؛ به معنای «به، با، در اثرِ». «نُصبٍ» اسم مجرور، از ریشهٔ «ن ص ب»؛ به معنای «رنج، خستگی، سختی و مشقت».

وَ
حرف عطف؛ از ریشهٔ مستقل «و»؛ به معنای «و».

عَذابٍ
اسم مجرور، معطوف بر «نُصبٍ»؛ از ریشهٔ «ع ذ ب»؛ به معنای «عذاب، درد، رنج و کیفر».

Nach oben scrollen