090-006-037-بلد

« Back to Glossary Index
او پی در پی به مردم میگوید، که مالی فراوان تلف کردم تا به چنین مقامی رسیده ام (یعنی صاحبان مقام که حاضر نیستند، حقا برای اصلاح مردم فداکاری نمایند، برای فریب مردم پی در پی می گویند، که در گذشته برای مردم چنین و چنان کرده ام و بنابر این حق بود که به چنین مقامی برسم و حالا دیگر نباید زحمت بکشم و به بیچارگان کمک کنم، بلکه باید از زحمات گذشته ام، به نفعِ خودم استفاده ببرم) (۶)
يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا

می‌گوید: مال فراوانی را نابود کرده‌ام.


يَقُولُ أَهْلَكْتُ مَالًا لُّبَدًا

می‌گوید: مال فراوانی را نابود کرده‌ام.
شرح واژه‌ها:

  • يَقُولُ: فعل مضارع، مفرد، غایب؛ از ریشهٔ ق و ل؛ به معنای «می‌گوید». فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است.
  • أَهْلَكْتُ: فعل ماضی، متکلم وحده؛ از ریشهٔ ه ل ك؛ به معنای «نابود کردم، از بین بردم». «تُ» ضمیر متصل فاعل است.
  • مَالًا: اسم، منصوب به عنوان مفعول‌به؛ از ریشهٔ م و ل؛ به معنای «دارایی، ثروت». تنوین نصب دارد.
  • لُّبَدًا: صفت برای «مالًا»، منصوب؛ از ریشهٔ ل ب د؛ به معنای «انبوه، بسیار، متراکم». دلالت بر کثرت و فراوانی دارد.
Nach oben scrollen