050-023-036-ق

« Back to Glossary Index
و آن گواه که همراه اوست میگوید، اینهاست اعمال تو، که نزد من همه آماده اند (۲۳)
وَقالَ قَرينُهُ هٰذا ما لَدَيَّ عَتيدٌ

و همراه او گفت: «این است آنچه نزد من آماده و حاضر است.»

وَقالَ قَرينُهُ

و همراه او گفت.

وَ: حرف عطف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین؛ معنی: و.

قالَ: فعل ماضی؛ از ریشهٔ «ق‌و‌ل»؛ صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: گفت.

قَرينُهُ: «قَرین» اسم؛ از ریشهٔ «ق‌ر‌ن»؛ به معنای همراه، هم‌نشین یا همنشینِ همیشگی؛ «ـهُ» ضمیر پیوسته، سوم‌شخص مفرد مذکر، در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنی: همراه او.


هٰذا

این است.

هٰذا: اسم اشاره؛ برای مفرد مذکر نزدیک؛ در این جمله مبتدا یا اسم اشارهٔ مستقل؛ معنی: این، این است.


ما لَدَيَّ عَتيدٌ

آنچه نزد من است، آماده و حاضر است.

ما: اسم موصول؛ برای غیرعاقل یا مفهوم کلی؛ معنی: آنچه، چیزی که.

لَدَيَّ: «لَدَى» ظرف مکان یا زمان، به معنای نزد و در اختیار؛ «ي» ضمیر پیوسته، متکلم وحده، در جایگاه مضاف‌الیه؛ معنی: نزد من، در اختیار من.

عَتيدٌ: صفت یا خبر؛ از ریشهٔ «ع‌ت‌د»؛ بر وزن «فَعيل»؛ به معنای آماده، حاضر و مهیا؛ در اینجا خبرِ «ما» یا صفتِ محذوفِ متعلق به آن؛ معنی: آماده و حاضر.

Nach oben scrollen