091-013-027-شمس

« Back to Glossary Index
پس فرستاده الله به آنان گفت، خالق عالم این ماده شتر پر شیر را معجزه آسا پدید آورده و زمان معینی برای آب خوردن آن مقرر شده است (این ماده شتر، شیر فراوانی میداد که حضرت صالح آنرا میان فقرا تقسیم میکرد و مقرر شده بود که این شتر آزادانه در بیابان بچرد و در موقع معینی، از محلِ آب شهر، آب بخورد و اعلام شده بود که هر زمان کسی این ماده شتر را بکشد، عذاب آسمانی سختی مردم شهر را نابود خواهد کرد) (۱۳)
فَقالَ لَهُم رَسولُ اللهِ ناقَةَ اللهِ وَسُقياها

پس فرستادهٔ الله به آنان گفت: «[مواظبِ] شترِ الله و آب‌دادنِ آن باشید.»

فَقالَ لَهُم رَسولُ اللهِ

پس فرستادهٔ الله به آنان گفت.

فَ: حرف عطف یا استئناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین و رساندنِ معنای «پس».

قالَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ق و ل»؛ گفت، سخن گفت.

لَهُم: «لِ» حرف جر به معنای «به، برای»؛ «هُم» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب در محل جر؛ به آنان.

رَسولُ: اسم مفرد مذکر، مرفوع و فاعلِ «قالَ»، از ریشهٔ «ر س ل»؛ فرستاده، پیام‌آور.

اللهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه و مجرور؛ الله.


ناقَةَ اللهِ وَسُقياها

[مواظبِ] شترِ الله و آب‌دادنِ آن باشید.

ناقَةَ: اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ در اینجا بر حذر داشتن و هشدار دلالت دارد، با تقدیرِ «اِحذَروا»؛ شتر ماده.

اللهِ: اسم جلاله، مضاف‌الیه و مجرور؛ الله.

وَ: حرف عطف؛ و.

سُقياها: «سُقيا» اسم مصدر، منصوب و معطوف بر «ناقَةَ»؛ آب‌دادن، حقِ آب‌خوردن. «ها» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد در محل جرِ مضاف‌الیه؛ آب‌دادنِ آن، حق آبِ آن.

Nach oben scrollen