| پس فرستاده الله به آنان گفت، خالق عالم این ماده شتر پر شیر را معجزه آسا پدید آورده و زمان معینی برای آب خوردن آن مقرر شده است (این ماده شتر، شیر فراوانی میداد که حضرت صالح آنرا میان فقرا تقسیم میکرد و مقرر شده بود که این شتر آزادانه در بیابان بچرد و در موقع معینی، از محلِ آب شهر، آب بخورد و اعلام شده بود که هر زمان کسی این ماده شتر را بکشد، عذاب آسمانی سختی مردم شهر را نابود خواهد کرد) (۱۳) |
| فَقالَ لَهُم رَسولُ اللهِ ناقَةَ اللهِ وَسُقياها پس فرستادهٔ الله به آنان گفت: «[مواظبِ] شترِ الله و آبدادنِ آن باشید.» فَقالَ لَهُم رَسولُ اللهِپس فرستادهٔ الله به آنان گفت. فَ: حرف عطف یا استئناف؛ برای پیوند دادن این جمله با جملهٔ پیشین و رساندنِ معنای «پس». قالَ: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب، از ریشهٔ «ق و ل»؛ گفت، سخن گفت. لَهُم: «لِ» حرف جر به معنای «به، برای»؛ «هُم» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب در محل جر؛ به آنان. رَسولُ: اسم مفرد مذکر، مرفوع و فاعلِ «قالَ»، از ریشهٔ «ر س ل»؛ فرستاده، پیامآور. اللهِ: اسم جلاله، مضافالیه و مجرور؛ الله. ناقَةَ اللهِ وَسُقياها[مواظبِ] شترِ الله و آبدادنِ آن باشید. ناقَةَ: اسم مفرد مؤنث، منصوب؛ در اینجا بر حذر داشتن و هشدار دلالت دارد، با تقدیرِ «اِحذَروا»؛ شتر ماده. اللهِ: اسم جلاله، مضافالیه و مجرور؛ الله. وَ: حرف عطف؛ و. سُقياها: «سُقيا» اسم مصدر، منصوب و معطوف بر «ناقَةَ»؛ آبدادن، حقِ آبخوردن. «ها» ضمیر پیوستهٔ مؤنث مفرد در محل جرِ مضافالیه؛ آبدادنِ آن، حق آبِ آن. |
091-013-027-شمس
« Back to Glossary Index
