080-033-025-عبس

« Back to Glossary Index
پس وقتی آن صدای گوش کَرکُن پیش آید (یعنی زمانی که صدای مهیبِ نفخهِ صور اول برای مردم روی زمین شنیده شود، صدائی که با علامت متلاشی شدن زمین تؤام است و مؤمنان حقیقی بفهمند، چه بدبختی نصیب گناهکاران می شود. ارواح مردگان از عالم برزخ به عالم آخرت برده شوند و در زمین آخرت از قبر روح خود بیرون آیند و زنده شوند و بفهمند که چه بدبختی نصیب گناهکاران میشود) (۳۳)

فَإِذا جاءَتِ الصّاخَّةُ

پس هنگامی که آن بانگِ کرکننده فرا رسد.

فَ
ریشه: حرفِ بی‌ریشه؛ حرف عطف یا استیناف است.
گرامر: مبنی، بدون محل اعرابی.
معانی: پس، آنگاه، بنابراین.

إِذا
ریشه: حرفِ بی‌ریشه؛ اسمِ ظرف است.
گرامر: ظرف زمان برای آینده، مبنی بر سکون، در محل نصب؛ معمولاً معنای شرط دارد.
معانی: هنگامی که، وقتی که، چون.

جاءَتْ
ریشه: ج ـ ي ـ ء؛ فعل «جاءَ» از باب «فَعَلَ».
گرامر: فعل ماضی، مبنی بر فتح؛ «تاء» تأنیث ساکن، بی‌محل از اعراب است و برای مؤنث بودن فاعل آمده است.
معانی: آمد، فرا رسید، واقع شد.

الصّاخَّةُ
ریشه: ص ـ خ ـ خ؛ از «صَخَّ» به معنای بانگ و صدای سخت و کوبنده بر گوش.
گرامر: اسم مؤنث، معرفه با «ال»، مرفوع با ضمه؛ فاعلِ فعل «جاءَتْ» است.
معانی: بانگِ بسیار شدید، فریادِ کرکننده، صدای هولناک؛ مراد، نفخه یا بانگ روز قیامت است.

Nach oben scrollen