053-049-024-نجم

« Back to Glossary Index
و حتی آن ستاره شعری را (که خلقتی عجیب دارد) او پرورده (49)

وَأَنَّهُ هُوَ رَبُّ الشِّعْرَىٰ

و اینکه او همان پروردگارِ ستارهٔ شِعریٰ است.

وَ
حرف عطف؛ از ریشهٔ مستقل ندارد؛ برای پیوند دادن این جمله با جمله‌های پیشین آمده و معنای «و» می‌دهد.

أَنَّ
حرف مشبّه بالفعل؛ ریشهٔ مستقل ندارد؛ برای تأکید به‌کار می‌رود و معنای «همانا، اینکه» می‌دهد.

ـهُ
ضمیر متصلِ مبنی در محل نصب، اسمِ «أَنَّ»؛ به الله بازمی‌گردد و معنای «او» می‌دهد.

هُوَ
ضمیر منفصلِ مبنی در محل رفع؛ ضمیر فصل یا مبتدا دانسته می‌شود؛ برای تأکید و اختصاص است و معنای «او، همان او» می‌دهد.

رَبُّ
اسم مرفوع و خبرِ «أَنَّ»؛ از ریشهٔ «ر ب ب»؛ به معنای پروردگار، مالک، سرپرست، تدبیرکننده و پرورش‌دهنده است.

الشِّعْرَىٰ
اسم مجرورِ مضاف‌الیه برای «رَبُّ»؛ نام ستارهٔ «شِعریٰ» است؛ این ستاره در میان برخی عرب‌های پیش از اسلام پرستش می‌شد.

Nach oben scrollen