053-041-024-نجم

« Back to Glossary Index
و مطابقِ اعمالِ خود، پاداشِ کافی خواهد دید؟ (41)

ثُمَّ يُجْزَاهُ الْجَزَاءَ الْأَوْفَىٰ

سپس پاداشِ کامل و تمامِ خود را به او می‌دهند.

ثُمَّ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف مبنی بر فتح، دالّ بر ترتیب همراه با فاصله و تأخیر.
معانی: سپس، آن‌گاه، پس از آن.

يُجْزَى
ریشه: ج ز ي.
گرامر: فعل مضارع مجهول، مرفوع با ضمهٔ مقدر بر الفِ پایانی؛ نائب فاعل آن «الْجَزَاءَ» نیست، بلکه در این ساخت، ضمیر متصل «ـهُ» مفعول‌بهِ معنایی و «الْجَزَاءَ» منصوب است؛ فعل در قرائت رایج به صورت «يُجْزَاهُ» آمده است.
معانی: پاداش داده می‌شود، جزا داده می‌شود، کیفر یا مزد داده می‌شود.

هُ
ریشه: ندارد؛ ضمیر است.
گرامر: ضمیر متصل مبنی بر ضم، در محل نصب؛ به انسان اشاره دارد.
معانی: او را، به او.

الْجَزَاءَ
ریشه: ج ز ي.
گرامر: اسم منصوب با فتحه؛ مصدر و مفعول مطلقِ تأکیدکننده یا بیان‌کنندهٔ نوعِ پاداش.
معانی: پاداش، جزا، مزد، کیفر در برابر عمل.

الْأَوْفَىٰ
ریشه: و ف ي.
گرامر: صفت منصوب برای «الْجَزَاءَ»؛ اسم تفضیل بر وزن «أَفْعَل»، با الف مقصوره در پایان.
معانی: کامل‌تر، تمام‌تر، وفاکننده‌تر، کامل‌ترین و بی‌نقص‌ترین.

Nach oben scrollen