053-013-024-نجم

« Back to Glossary Index
و حال آنکه او یکبار دیگر، همین قوه های بهم فشرده (جبرئیل) را دیده است (۱۳)

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرَىٰ

و به‌راستی او را در فرودآمدنی دیگر دید.

وَ
حرف عطف یا استئناف است؛ از ریشهٔ واژگانی نیست و برای پیوند دادن این آیه با سخن پیشین به‌کار رفته است؛ معنا: «و».

لَ
لامِ تأکید است؛ حرفی مبنی و بی‌محل از اعراب؛ بر قطعی‌بودن خبر تأکید می‌کند؛ معنا: «به‌راستی، قطعاً».

قَدْ
حرف تحقیق است؛ مبنی و بی‌محل از اعراب؛ هنگامی که بر فعل ماضی وارد شود، تحقق و یقینِ وقوع آن را می‌رساند؛ معنا: «به‌راستی، همانا».

رَآهُ
فعل ماضی از ریشهٔ «ر أ ي» به معنای دیدن و مشاهده‌کردن است؛ «رأى» فعل ماضی، مبنی بر فتح مقدر بر الفِ پایانی؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به پیامبر اشاره دارد؛ «هُ» ضمیر پیوسته در محل نصب، مفعول‌به است و به جبرئیل بازمی‌گردد؛ معنا: «او را دید».

نَزْلَةً
اسمِ مصدر یا اسمِ مرّه از ریشهٔ «ن ز ل» به معنای فرودآمدن است؛ منصوب با فتحه و در نقش مفعول مطلقِ بیان‌کنندهٔ نوع یا شمارِ دیدن آمده است؛ معنا: «یک بار فرودآمدن، فرودی».

أُخْرَىٰ
صفتِ مؤنث از ریشهٔ «أ خ ر» و مؤنثِ «آخَر» است؛ منصوب با فتحهٔ مقدر بر الف مقصوره و صفتِ «نَزْلَةً» است؛ معنا: «دیگر، بار دیگر».

Nach oben scrollen