| و آنچه در سینه ها ثبت شده، به نتیجه اش می رسد (در اصطلاحِ قرآن شخصیتِ روحی هر انسانی صدر یا سینه ی اوست و آن چون در قسمتِ بالای بدن قرار گرفته، به نام سینه روحی معروف است و مرکز توجه ی روح نیز در اصطلاحِ قرآن، قلب نامیده میشود که بر اساسِ راهنمائیهای قرآن، هم نزدیکِ قلب است، و هم حنجره و قصبه الريه. این تذکرات منافاتی با محل های مخصوصِ مادی در مغز و بصل النخاع برای اعمال و افعال بشر ندارد. و سینه و قلبِ روحی بوسيله دستهائی روحی و ارتباطاتیِ روحی با روحِ سلولی هر یک از سلولهای بدن و مغز و غیره مربوطند و فرماندهی روحی را در بدن بدین وسیله عهده دارند. و بدن که از بین رفت، تمام اعمال انسان در حافظه روح انسان بصورت خاطره هائی روحی میماند و در آخرت بصورتِ یک پرونده ی روحی، آشکار میگردد.) (۱۰) |
وَحُصِّلَ ما فِي الصُّدورِو آنچه در سینههاست آشکار و بیرون کشیده شود. وَ حُصِّلَ ما فِي الصُّدورِ |
حُصِّلَحُصِّلَ فعل ماضی مجهول از ریشهٔ ح ص ل و باب تفعیل است. کاربرد در زبان عربی «حُصِّلَ» به معنای «بهدست آورده شد»، «کسب شد»، «گردآوری شد» یا «وصول شد» است. معنای دقیق آن به متن بستگی دارد. نمونهها:
اطلاعات ریشهشناختی این واژه از ریشهٔ سهحرفی حَصَلَ گرفته شده است. فعل پایهٔ حَصَلَ در اصل معنی «روی دادن»، «پدید آمدن» و «حاصل شدن» دارد. فعل حَصَّلَ در باب تفعیل، معنای متعدی و سببی پیدا میکند؛ یعنی «چیزی را به دست آوردن»، «جمعآوری کردن»، «فراهم کردن» یا «وصول کردن». سه مترادف
سه متضاد
|
