089-007-010-فجر

« Back to Glossary Index
قومِ عادی که از آرامی ها بودند و ساختمان های بسیار بلندی داشتند (۷)

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ

ارَم، شهرِ دارای ستون‌های بلند.

إِرَمَ
ریشه: در اصل نام خاصِ قومی یا شهری که در منابع تفسیری به قوم عاد یا شهر آنان نسبت داده شده است؛ واژه‌ای غیرعربی یا نامی عَلَم دانسته شده.
گرامر: اسم خاص، منصوب؛ بدل یا عطف بیان برای «عاد» در آیهٔ پیشین، یا مفعولِ محذوف برای تقدیرهایی مانند «أهلَ إِرَمَ».
معنا: ارَم؛ نام قوم، شهر یا سرزمین منسوب به عاد.

ذَاتِ
ریشه: ذ‌و‌ت؛ مؤنثِ «ذو» به معنای صاحب و دارنده.
گرامر: اسم، مجرور و مضاف؛ به دلیل قرار گرفتن پس از «إِرَمَ» در ترکیب وصفی یا عطف بیان.
معنا: دارایِ، صاحبِ.

الْعِمَادِ
ریشه: ع‌م‌د؛ برپا کردن، تکیه دادن و ستون ساختن.
گرامر: اسم، مجرور و مضافٌ‌إلیه؛ با «ذات» ترکیب شده است.
معنا: ستون‌ها؛ بناهای ستونی و مرتفع.

«إِرَمَ» چه معناهایی می‌تواند داشته باشد؟

این صورت، بدون اعراب کامل و بدون جمله، چند احتمال دارد؛ اما در عربی معیار، «إِرَمَ» به‌تنهایی صورت بسیار رایجی نیست. باید دید در چه متنی آمده است.

۱. «إِرَم» به‌عنوان نام خاص

در قرآن آمده است:

إِرَمَ ذَاتِ الْعِمَادِ
«إِرَم، صاحب ستون‌ها»
سورهٔ فجر، آیهٔ ۷

در این آیه، «إِرَم» نامِ قومی باستانی یا نامِ شهر/سرزمین آنان دانسته شده است. این قوم معمولاً با قوم عاد ارتباط داده می‌شود.

دربارهٔ معنای دقیق «إِرَم» میان مفسران و زبان‌شناسان اختلاف است:

  • نام قومی از قوم عاد؛
  • نام شهری متعلق به قوم عاد؛
  • نام نیا یا جدّ قوم عاد؛
  • نام سرزمینی در جنوب شبه‌جزیرهٔ عربستان.

بنابراین ترجمهٔ دقیق آن به‌صورت یک واژهٔ عادی آسان نیست و معمولاً همان «اِرَم» نوشته می‌شود.

۲. «إِرَمَ» به‌عنوان صورت صرفیِ فعل

اگر حرکت‌ها دقیقاً همین باشد:

إِرَمَ

ممکن است یک صورت صرفیِ کم‌کاربرد یا متنی از ریشه‌ای دیگر باشد؛ اما در عربی معیار، برای تشخیص آن باید جملهٔ کامل را داشت. این شکل، به‌تنهایی، معمولاً معنای روشن و مستقلی مانند «رفت»، «دانست» یا «دید» ندارد.

ممکن است با صورت‌های زیر اشتباه شده باشد:

  • أَرِمَ: در برخی فرهنگ‌ها به معنای دندان‌نمایان شدن یا دندان‌گزیدن آمده است؛
  • أَرَمَ: می‌تواند از ریشه‌های متفاوت و با معانی گوناگون باشد؛
  • إِرَم: نام خاص قرآنی؛
  • أَرَمَ یا آرَمَ در نام‌های تاریخی و جغرافیایی.

۳. ارتباط با ریشهٔ «أ ر م»

اگر «إِرَم» را به ریشهٔ عربی أ ـ ر ـ م مربوط بدانیم، در فرهنگ‌های عربی برای این ریشه معانی گوناگونی ثبت شده است؛ از جمله:

  • نشانه یا علامتی که بر سر راه یا بر روی تپه می‌گذارند؛
  • سنگ‌چین یا بنای نشانه‌گذار؛
  • توده‌ای از سنگ؛
  • دندان‌های تیز یا نمایان، در برخی کاربردها؛
  • نام خاصِ «إِرَم».

در عربی قدیم، «أَرَم» و «إِرَم» همیشه فقط یک معنای واحد نداشته‌اند و بخشی از اختلاف به تفاوت ضبط، لهجه و گزارش‌های لغوی مربوط است.

۴. احتمال ارتباط با زبان‌های سامی دیگر

برخی پژوهشگران احتمال داده‌اند که «إِرَم» ممکن است واژه‌ای کهن و مربوط به زبان‌های سامی شمالی یا جنوبی باشد، نه واژه‌ای که معنایش در عربی متأخر کاملاً روشن باشد. از این دیدگاه، معنای آن شاید با یکی از این مفاهیم ارتباط داشته باشد:

  • شهر؛
  • مکان آباد؛
  • قوم یا دودمان؛
  • بنای بزرگ یا نشانهٔ سنگی.

اما دربارهٔ ریشهٔ قطعی آن اتفاق‌نظر وجود ندارد.

جمع‌بندی

اگر منظورتان عبارت قرآنی «إِرَمَ ذَاتَ الْعِمَادِ» است، «إِرَم» احتمالاً نام خاصِ قوم، شهر یا سرزمین قوم عاد است و ترجمهٔ قطعیِ یک‌واژه‌ای ندارد.

اگر «إِرَمَ» را در متن دیگری دیده‌اید، ممکن است:

  1. نام خاص باشد؛
  2. ضبطی متفاوت از أَرَمَ باشد؛
  3. یک صورت صرفیِ کم‌کاربرد باشد؛
  4. واژه‌ای کهن با معنای «نشانه، سنگ‌چین یا بنای سنگی» باشد.
Nach oben scrollen