087-006-008-أعلى

« Back to Glossary Index
خودِ ما بر تو خواهیم خواند، پس فراموش نمی کنی (چون مطالبِ فوق فشرده و پر مغز و علمی بود، پیغمبر اسلام در حالت وحی می ترسید که مبادا فراموشش شود، لذا مامورین وحی که باید کلامِ خدای جهان را به پیغمبر اسلام برسانند، در وسط جملات وحی به او گفتند نترسد) (6)
سَنُقْرِئُكَ فَلَا تَنْسَىٰ

به‌زودی آن‌قدر برایت می‌خوانیم که فراموش نکنی.

سَنُقْرِئُكَ

به‌زودی آن‌قدر برایت می‌خوانیم.

سَـ
ریشه: ندارد؛ حرف و نشانهٔ آینده.
گرامر: حرف استقبال که بر سر فعل مضارع می‌آید و بر انجام فعل در آینده دلالت می‌کند.
معنا: به‌زودی، در آینده.

نُقْرِئُ
ریشه: ق‌ـ‌ر‌ـ‌أ.
گرامر: فعل مضارع، اول‌شخص جمع، از باب إفعال، «أَقْرَأَ ـ يُقْرِئُ»؛ فاعل آن «ما»ی متکلم مع‌الغیر است.
معنا: می‌خوانیم، قرائت می‌کنیم، آموزش می‌دهیم که بخوانی.

كَ
ریشه: ندارد؛ ضمیر.
گرامر: ضمیر متصل، دوم‌شخص مفرد مذکر، در جایگاه مفعول‌به.
معنا: تو را، برای تو.


فَلَا تَنْسَىٰ

پس فراموش نمی‌کنی.

فَـ
ریشه: ندارد؛ حرف.
گرامر: حرف عطف یا نتیجه؛ جملهٔ پس از خود را به جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد.
معنا: پس، بنابراین.

لَا
ریشه: ندارد؛ حرف نفی.
گرامر: حرف نفی؛ در این آیه برای نفیِ فراموشی آمده است.
معنا: نه، نمی‌ـ.

تَنْسَىٰ
ریشه: ن‌ـ‌س‌ـ‌ی.
گرامر: فعل مضارع، دوم‌شخص مفرد مذکر، از ریشهٔ «نَسِيَ ـ يَنْسَى»؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است.
معنا: فراموش می‌کنی، از یاد می‌بری.

Nach oben scrollen