087-007-008-أعلى

« Back to Glossary Index
مگر آنچه را که الله خواسته باشد (از این عبارت پیداست که بسا مطالب بوده که از جانبِ الله به او وحی می شده، ولی چون لازم نبوده که آنها را به مردم برساند، متنِ مطالبِ وحی شده فراموشش می شد، ولی مفهومِ آنها تا آنجا که برای اطلاعاتِ شخصِ محمد ضروری بود، در خاطره پیغمبر اسلام می ماند و اطلاعاتی که از پیغمبر اسلام رسیده و در قرآن مجید نیست از این قبیل می باشد)به یقین او هر آشکار و نهان را می داند (یعنی مصلحتِ او در هر چیز شرط است) (۷)
إِلّا ما شاءَ اللَّهُ ۚ إِنَّهُ يَعلَمُ الجَهرَ وَما يَخفىٰ

جز آنچه الله بخواهد؛ زیرا او آشکار و نهان را می‌داند.

إِلّا ما شاءَ اللَّهُ

جز آنچه الله بخواهد.

إِلّا
ریشه: ندارد؛ اسمِ استثنا و حرفِ استثنا.
معنا: جز، مگر.

ما
ریشه: ندارد؛ اسمِ موصولِ مبهم، در اینجا به معنای «آنچه».
معنا: آنچه، چیزی که.

شاءَ
ریشه: ش‌ي‌ء.
دستور زبان: فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر.
معنا: خواست، اراده کرد.

اللَّهُ
ریشه: دربارهٔ ریشهٔ آن دیدگاه‌های گوناگونی وجود دارد؛ نام خاص ذات الهی.
دستور زبان: فاعلِ فعل «شاءَ»، مرفوع.
معنا: الله.


إِنَّهُ يَعلَمُ الجَهرَ وَما يَخفىٰ

همانا او آشکار و نهان را می‌داند.

إِنَّ
ریشه: ندارد؛ حرف مشبّه بالفعل.
دستور زبان: برای تأکید به کار می‌رود و اسم خود را منصوب می‌کند.
معنا: همانا، به‌راستی.

هُ
ریشه: ندارد؛ ضمیر پیوسته.
دستور زبان: اسم «إِنَّ»، در جایگاه منصوب؛ مرجع آن الله است.
معنا: او.

يَعلَمُ
ریشه: ع‌ل‌م.
دستور زبان: فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «او» است.
معنا: می‌داند، آگاه است.

الجَهرَ
ریشه: ج‌ه‌ر.
دستور زبان: مفعولٌ‌بهِ فعل «يَعلَمُ»، منصوب.
معنا: آشکار، گفتار یا امر آشکار.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف.
معنا: و.

ما
ریشه: ندارد؛ اسم موصول.
دستور زبان: در جایگاه مفعولٌ‌بهِ «يَعلَمُ».
معنا: آنچه، چیزی که.

يَخفىٰ
ریشه: خ‌ف‌ي.
دستور زبان: فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «او» است.
معنا: پنهان می‌شود، نهان است.

Nach oben scrollen