111-004-006-مسد

« Back to Glossary Index
و زنِ او، هیزم‌کش خواهد بود. (این جمله مجاز است و اشاره به این است که زن ابی لهب که ابی لهب را تحریک می‌کرد، برادرزاده‌اش را به شدت اذیت کند، در آخرت و در جهنم نیز باعث شدت عذاب بر ابی لهب جلوه‌گر می‌شود.) (4)

وَامْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ

و همسر او، حمل‌کنندهٔ هیزم است.

وَ

  • ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
  • گرامری: حرف عطف.
  • معانی: و؛ برای پیوند دادن این بخش با آیهٔ پیشین.

امْرَأَتُهُ

  • ریشه: «م ر أ»؛ واژهٔ «امرأة» به معنای زن و همسر.
  • گرامری: «امْرَأَةُ» اسم مفرد مؤنث، مرفوع، و معطوف بر «امْرَأَتُهُ» در ساختار آیه؛ «تُ» نشانهٔ رفع؛ «هُ» ضمیر پیوستهٔ غایب، در محل جرّ مضاف‌الیه.
  • معانی: همسر او؛ زن او. مقصود، همسر ابولهب است.

حَمَّالَةَ

  • ریشه: «ح م ل».
  • گرامری: اسم مؤنث، بر وزن «فَعَّالَة»، صیغهٔ مبالغه؛ منصوب با فتحه؛ در قرائت مشهور، حال یا صفتِ ستایشی/نکوهشی برای «امرأته» دانسته شده است.
  • معانی: بسیار حمل‌کننده؛ بسیار بردارنده؛ کسی که پیوسته بار می‌کشد. در اینجا: هیزم‌کش.

الْحَطَبِ

  • ریشه: «ح ط ب».
  • گرامری: اسم مفردِ جمعی، مذکر، مجرور با کسره؛ مضاف‌الیه برای «حَمَّالَةَ».
  • معانی: هیزم؛ چوب‌های خشکِ سوختنی.
Nach oben scrollen