073-016-004-مزمل

« Back to Glossary Index
پس فرعون، آن پیامبر را نا فرمانی نمود، پس ما او را به طرزِ مخصوص و سختی بر گرفتیم (معجزه آسا، در دریاچه تمساح غرق شد) (16)
فَعَصَىٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا

پس فرعون از پیامبر نافرمانی کرد؛ پس او را به گرفتنی سخت و سنگین گرفتیم.

فَعَصَىٰ فِرْعَوْنُ الرَّسُولَ

پس فرعون از پیامبر نافرمانی کرد.

فَ
حرف عطف یا استئناف است و برای بیان پی‌آمد و ترتیب می‌آید؛ معنا: «پس».

عَصَىٰ
فعل ماضی، مفرد، مذکر، غایب، از ریشهٔ «ع ص ي»؛ به معنای نافرمانی کرد، سرپیچی کرد.

فِرْعَوْنُ
اسم علم، مرفوع و فاعلِ «عَصَىٰ» است؛ «فرعون» نام یا عنوان پادشاه مصر در روزگار موسی علیه السلام است.

الرَّسُولَ
اسم، منصوب و مفعول‌بهِ «عَصَىٰ» است؛ از ریشهٔ «ر س ل» و به معنای فرستاده، پیام‌آور و پیامبر. مقصود، موسی علیه السلام است.

فَأَخَذْنَاهُ أَخْذًا وَبِيلًا

پس او را به گرفتنی سخت و سنگین گرفتیم.

فَ
حرف عطف است؛ برای بیان نتیجه و پی‌آمد نافرمانی فرعون آمده است؛ معنا: «پس».

أَخَذْنَا
فعل ماضی، متکلم مع الغیر، از ریشهٔ «أ خ ذ»؛ به معنای گرفتیم، کیفر کردیم. «نا» ضمیر متصل در جایگاه فاعل است و به الله اشاره دارد.

هُ
ضمیر متصلِ منصوب، در جایگاه مفعول‌به؛ به فرعون بازمی‌گردد؛ معنا: «او را».

أَخْذًا
مصدرِ منصوب از ریشهٔ «أ خ ذ» و مفعول مطلق برای تأکید فعل «أَخَذْنَا» است؛ معنا: گرفتنی، بازخواست و کیفر کردنی.

وَبِيلًا
صفتِ منصوب برای «أَخْذًا»، از ریشهٔ «و ب ل»؛ به معنای سخت، سنگین، دردناک و دارای فرجام بد.

Nach oben scrollen