073-009-004-مزمل

« Back to Glossary Index
پرورنده تو، پروردگار مشرق و مغرب است. جز او خدایی نیست، پس فقط بر او توکل نما. (خدا ترجمه اله است و به معنای صاحب اختیار است، نه خالق عالم. اینکه در فارسی خالق عالم به نام خدا مشهور است، یک شهرت غلط است. مسلمانان ایران باید مانند تمام مسلمانان دنیا، اسم الله را برای خالق عالم استعمال کنند و یا حداقل اهورا مزدا را که نام فارسی الله در قدیم بوده، رسماً برای الله به کار ببرند. زیرا لفظ خدا معمولاً برای بت‌ها استعمال می‌شده و گفتن آن برای خالق عالم که واحد است، باعث گمراهی‌هایی در زمینه شناختن بت‌پرستی و توحید اسلام شده است.) (۹)
رَبُّ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ فَاتَّخِذهُ وَكيلًا

پروردگارِ مشرق و مغرب است؛ هیچ معبودی جز او نیست، پس او را کارسازِ خود بگیر.

رَبُّ المَشرِقِ وَالمَغرِبِ

پروردگارِ مشرق و مغرب است.

رَبُّ
ریشه: «ر ب ب». اسم، مفرد، مذکر، مرفوع و مضاف است. معنای آن: پروردگار، مالک، سرپرست و تدبیرکننده.

المَشرِقِ
ریشه: «ش ر ق». اسم مکان، مفرد، مذکر، مجرور و مضاف‌الیه است. «الـ» برای معرفه‌کردن است. معنای آن: محل یا سوی طلوع خورشید؛ مشرق.

وَ
حرف عطف است. معنای آن: و.

المَغرِبِ
ریشه: «غ ر ب». اسم مکان، مفرد، مذکر، مجرور و معطوف بر «المشرق» است. «الـ» برای معرفه‌کردن است. معنای آن: محل یا سوی غروب خورشید؛ مغرب.

لا إِلٰهَ إِلّا هُوَ

هیچ معبودی جز او نیست.

لا
حرف نفیِ جنس است و نفی را بر همهٔ افرادِ پس از خود وارد می‌کند. معنای آن: هیچ، نیست.

إِلٰهَ
ریشه: «أ ل ه». اسم، مفرد، مذکر و منصوب است؛ اسمِ «لا»ی نفی جنس است. معنای آن: معبود، کسی یا چیزی که پرستیده می‌شود.

إِلّا
ادات استثنا و حصر است. معنای آن: مگر، جز.

هُوَ
ضمیر منفصل، مفرد، مذکر و مبنی است. در اینجا به الله بازمی‌گردد. معنای آن: او.

فَاتَّخِذهُ وَكيلًا

پس او را کارسازِ خود بگیر.

فَ
حرف تفریع است؛ یعنی این فرمان، نتیجهٔ مطالب پیشین است. معنای آن: پس، بنابراین.

اتَّخِذ
ریشه: «أ خ ذ». فعل امر، مفرد، مذکر و مخاطب است. معنای آن: بگیر، برگزین، قرار بده.

هُ
ضمیر متصل، مفرد، مذکر و مبنی در محل نصبِ مفعول‌به است و به الله بازمی‌گردد. معنای آن: او را.

وَكيلًا
ریشه: «و ك ل». اسم، مفرد، مذکر و منصوب است و مفعول دومِ «اتخذ» به‌شمار می‌آید. معنای آن: کارساز، سرپرست، نگهبان و کسی که امور به او سپرده می‌شود.

Nach oben scrollen