073-008-004-مزمل

« Back to Glossary Index
و نام پرورنده خویش را بیاد آور و به طرز شایسته ای هر چه بیشتر از دیگران بسوی او توجه نما (۸)

وَاذْكُرِ اسْمَ رَبِّكَ وَتَبَتَّلْ إِلَيْهِ تَبْتِيلًا

و نام پروردگارت را یاد کن و به‌تمامی به او روی آور.

وَاذْكُرِ
«وَ» حرف عطف است و «اذْكُرْ» فعل امر، از ریشهٔ «ذ ك ر» به معنای یاد کردن، به یاد آوردن و ذکر گفتن است. فعل امر بر سکون بنا شده و کسرهٔ «ر» برای جلوگیری از پی‌درپی آمدن دو سکون در پیِ آن آمده است. فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ»؛ یعنی «تو» است.

اسْمَ
اسمِ منصوب و مفعول‌بهِ فعل «اذكر» است؛ یعنی چیزی که باید یاد شود. ریشهٔ مشهور آن «س م و» است و به معنای نام، عنوان و نشانه می‌آید. علامت نصب آن فتحه است و با واژهٔ پس از خود ترکیب اضافی ساخته است.

رَبِّكَ
«رَبِّ» مضاف‌الیه و مجرور است و از ریشهٔ «ر ب ب» می‌آید؛ به معنای پروردگار، مالک، تدبیرکننده و پرورش‌دهنده. «كَ» ضمیر پیوستهٔ مخاطب، در محل جرّ مضاف‌الیه است؛ یعنی «پروردگارِ تو».

وَتَبَتَّلْ
«وَ» حرف عطف است. «تَبَتَّلْ» فعل امر، از باب تفعّل و از ریشهٔ «ب ت ل» است. معنای اصلی ریشه، بریدن و جدا کردن است؛ و در اینجا یعنی خود را از وابستگی به غیرِ الله جدا کردن و با اخلاص به او روی آوردن. فعل بر سکون بنا شده و فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است.

إِلَيْهِ
«إِلَى» حرف جرّ است و جهت، مقصد و رو آوردن به‌سوی کسی را می‌رساند. «هِ» ضمیر پیوستهٔ غایب، در محل جرّ با «إلى» است و به الله بازمی‌گردد؛ یعنی «به‌سوی او».

تَبْتِيلًا
مصدرِ منصوب از ریشهٔ «ب ت ل» است و در جمله نقش مفعول مطلقِ تأکیدی دارد. این واژه شدت و کامل‌بودنِ «تبتّل» را بیان می‌کند؛ یعنی رو آوردنی کامل، خالصانه و همراه با بریدن از غیرِ الله. علامت نصب آن فتحه است.

Nach oben scrollen