068-041-003-قلم

« Back to Glossary Index
و آیا غیر از ایشان، کسی در آنچه گفتیم، شریک ایشان هست، اگر راست میگویند، آنکس را بیاورند (41)
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ

یا مگر آنان شریکانی دارند؟ پس اگر راست می‌گویند، شریکان خود را بیاورند.

أَمْ لَهُمْ شُرَكَاءُ

یا مگر آنان شریکانی دارند؟

أَمْ
حرف عطف و استفهام؛ برای طرح پرسشِ مقابل یا انتقال از یک پرسش به پرسشی دیگر می‌آید؛ یعنی: «یا مگر».

لَهُمْ
«لِـ» حرف جر به معنای «برایِ» یا «دارند» + «هُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب؛ متعلق به خبر مقدّم است؛ یعنی: «برای آنان» یا «آنان دارند».

شُرَكَاءُ
جمعِ «شَرِيك»؛ ریشه: «ش ر ك»؛ اسم و مبتدا یا مؤخرِ جمله، مرفوع با ضمه؛ به معنای «شریکان»، «همتایان» یا «کسانی که در چیزی شریک دانسته می‌شوند».

فَلْيَأْتُوا بِشُرَكَائِهِمْ

پس شریکان خود را بیاورند.

فَـ
حرف استئناف یا نتیجه؛ به معنای «پس»؛ نتیجهٔ ادعای داشتن شریکان را بیان می‌کند.

لْيَأْتُوا
فعل مضارعِ امرِ غایب، از «أَتَى / يَأْتِي»؛ ریشه: «أ ت ي»؛ همراه با لامِ امر، مجزوم، و به سبب اتصال واوِ جماعت بر حذف نون بنا شده است؛ «واو» ضمیر فاعلِ جمع مذکر غایب است؛ یعنی: «بیاورند».

بِشُرَكَائِهِمْ
«بِـ» حرف جر، به معنای «با»؛ «شُرَكَاءِ» جمعِ «شَرِيك»، ریشه: «ش ر ك»، اسم مجرور با کسره و مضاف؛ «هُمْ» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب در جایگاه مضاف‌الیه؛ یعنی: «با شریکانشان» یا در اینجا «شریکان خود را».

إِنْ كَانُوا صَادِقِينَ

اگر راست می‌گویند.

إِنْ
حرف شرط جازم؛ به معنای «اگر».

كَانُوا
فعل ماضی ناقص از «كَانَ»؛ ریشه: «ك و ن»؛ «واو» ضمیر پیوستهٔ جمع مذکر غایب و اسمِ «کان» است؛ یعنی: «بودند» یا در این ساخت: «اگر باشند».

صَادِقِينَ
جمع مذکر سالمِ «صَادِق»؛ ریشه: «ص د ق»؛ خبرِ «کان» منصوب با یاء، زیرا جمع مذکر سالم است؛ به معنای «راست‌گویان»، «صادقان» یا «کسانی که راست می‌گویند».

Nach oben scrollen