| هر دزد را چه مرد باشد و چه زن دست ببرید و این مجازاتِ روحیه ای است که در طریق دزدی بدست آوردند و عبرتی است از جانب الله و الله پر قدرتی است با حکمت (یعنی اگر چه الله روی قدرتی که دارد می تواند نگذارد که دزدان مال مردم را بدزدند، لیکن مصلحت او بر آن است که به دزد نیز اختیار دهد، تا زندگی جامعه روی همین اختيارها ترقی کند و افراد برای آخرت نمره هائی مناسب با کارهای حکومت آخرت بدست آورند) (۳۸) |
| وَالسّارِقُ وَالسّارِقَةُ فَاقطَعوا أَيدِيَهُما جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللهِ ۗ وَاللهُ عَزيزٌ حَكيمٌ و مرد دزد و زن دزد، دستهایشان را به کیفر آنچه مرتکب شدهاند، به عنوان بازدارندگیای از سوی الله قطع کنید؛ و الله شکستناپذیرِ حکیم است. وَالسّارِقُ وَالسّارِقَةُ فَاقطَعوا أَيدِيَهُماو مرد دزد و زن دزد، دستهایشان را قطع کنید. وَالسّارِقُ: «وَ» حرف عطف یا آغاز سخن؛ «السّارِقُ» اسم فاعل از ریشهٔ «س ر ق»، بر وزن «فاعِل»، معرفه با «ال»، مفرد مذکر، مرفوع؛ از نظر نقش نحوی مبتدا دانسته میشود؛ معنا: دزد، کسی که پنهانی مال دیگری را میگیرد. جَزاءً بِما كَسَبا نَكالًا مِنَ اللهِبه عنوان کیفرِ آنچه مرتکب شدهاند و بازدارندگیای از سوی الله. جَزاءً: مصدر از ریشهٔ «ج ز ي»، منصوب؛ از نظر نحوی مفعولٌلأجله یا مصدر منصوب برای بیان علت و نوع مجازات دانسته میشود؛ معنا: کیفر، پاداش، جزا، نتیجهٔ عمل. وَاللهُ عَزيزٌ حَكيمٌو الله شکستناپذیرِ حکیم است. وَاللهُ: «وَ» حرف عطف یا آغاز جمله؛ «اللهُ» اسم جلاله، مرفوع و مبتدا؛ معنا: الله. |
005-038-114-مائدة
« Back to Glossary Index
