005-017-114-مائدة

« Back to Glossary Index
کسانی که گفتند، الله همان مسیح پسر مریم است، کفران راه پیغمبران را کرده اند، بگو اگر چنین باشد، آن زمانی که الله خواست، خودِ مسیح پسر مریم را از بین ببرد، از چنین خدای هلاک شونده ای، چه کسی اختیار داشت، چیزی را از الله باز دارد (این استدلال، درباره خدا دانستن مادر عيسی و یا تمام کسانی که در زمین میباشند، نیز درست است و با بودن چنین آیه ای در قرآن، وای بر کسانیکه حضرت علی یا بعضی دیگر از انسانها را مظهر الله میدانند) و حال آنکه حکومت تمام آسمانها و زمین و آنچه میان این دو میباشد، در اختيار الله است و او هر چه را بخواهد می آفریند و چنین خدائی بر هر چیزی تواناست (۱۷)
لَقَد كَفَرَ الَّذينَ قالوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ المَسيحُ ابنُ مَريَمَ ۚ قُل فَمَن يَملِكُ مِنَ اللَّهِ شَيئًا إِن أَرادَ أَن يُهلِكَ المَسيحَ ابنَ مَريَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرضِ جَميعًا ۗ وَلِلَّهِ مُلكُ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما ۚ يَخلُقُ ما يَشاءُ ۚ وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

بی‌گمان کسانی که گفتند: «الله همان مسیح، پسر مریم است» کافر شدند. بگو: پس چه کسی در برابر الله اختیارِ چیزی را دارد، اگر او بخواهد مسیح، پسر مریم، و مادرش و همهٔ کسانی را که در زمین‌اند نابود کند؟ و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، از آنِ الله است. هرچه بخواهد می‌آفریند، و الله بر هر چیزی تواناست.

لَقَد كَفَرَ الَّذينَ قالوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ المَسيحُ ابنُ مَريَمَ

بی‌گمان کسانی که گفتند: «الله همان مسیح، پسر مریم است» کافر شدند.

لَقَد: مرکب از «لَـ» و «قَد»؛ «لَـ» لامِ تأکید، «قَد» حرف تحقیق و تأکید؛ معنای ترکیبی: قطعاً، بی‌گمان، همانا.

كَفَرَ: ریشه: «ك ف ر»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای اصلی: پوشاند، انکار کرد؛ در کاربرد دینی: کفر ورزید، حق را انکار کرد.

الَّذينَ: ریشهٔ اشتقاقی ندارد؛ اسم موصول، جمع مذکر؛ معنای آن: کسانی که، آنان که.

قالوا: ریشه: «ق و ل»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ واو در پایان، ضمیر فاعلی جمع؛ معنا: گفتند.

إِنَّ: حرف مشبه بالفعل، برای تأکید و نصب اسم؛ معنا: بی‌گمان، همانا، به‌درستی که.

اللَّهَ: لفظ جلاله؛ اسم «إِنَّ» و منصوب؛ معنا: الله.

هُوَ: ضمیر منفصل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ در اینجا برای تأکید و حصر آمده است؛ معنا: او، همان.

المَسيحُ: ریشهٔ احتمالی: «م س ح»؛ اسم لقب، معرفه با «الـ»، خبر «إِنَّ» و مرفوع؛ معنا: مسیح، لقب عیسی بن مریم.

ابنُ: ریشه: «ب ن و / ب ن ي»؛ اسم، بدل یا عطف بیان برای «المسيح»، مرفوع؛ معنا: پسر.

مَريَمَ: اسم خاص، علم مؤنث؛ مضافٌ‌إلیه برای «ابن»، مجرور در معنا، ولی به دلیل غیرمنصرف بودن با فتحه آمده است؛ معنا: مریم.


قُل فَمَن يَملِكُ مِنَ اللَّهِ شَيئًا إِن أَرادَ أَن يُهلِكَ المَسيحَ ابنَ مَريَمَ وَأُمَّهُ وَمَن فِي الأَرضِ جَميعًا

بگو: پس چه کسی در برابر الله اختیارِ چیزی را دارد، اگر او بخواهد مسیح، پسر مریم، و مادرش و همهٔ کسانی را که در زمین‌اند نابود کند؟

قُل: ریشه: «ق و ل»؛ فعل امر، صیغهٔ دوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: بگو.

فَمَن: مرکب از «فَـ» و «مَن»؛ «فَـ» حرف ربط یا نتیجه، معنا: پس؛ «مَن» اسم استفهام، برای پرسش از شخص؛ معنای ترکیبی: پس چه کسی.

يَملِكُ: ریشه: «م ل ك»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع؛ معنا: مالک است، اختیار دارد، توان بازداشتن یا جلوگیری دارد.

مِنَ: حرف جر؛ معنا: از، در برابر، در مقابل، از جانب؛ در این ساختار: در برابرِ الله یا در برابر ارادهٔ الله.

اللَّهِ: لفظ جلاله؛ اسم مجرور به «مِنَ»؛ معنا: الله.

شَيئًا: ریشه: «ش ي أ»؛ اسم نکره، منصوب؛ در اینجا مفعول یا تمییزِ معنایی؛ معنا: چیزی، کمترین چیزی، هیچ چیز.

إِن: حرف شرط؛ معنا: اگر.

أَرادَ: ریشه: «ر و د»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ در جملهٔ شرطی معنای آینده یا فرضی می‌دهد؛ معنا: خواست، اراده کرد.

أَن: حرف مصدری و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: اینکه، تا اینکه.

يُهلِكَ: ریشه: «ه ل ك»؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»، باب إفعال؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: نابود کند، هلاک سازد.

المَسيحَ: ریشهٔ احتمالی: «م س ح»؛ اسم لقب، معرفه با «الـ»، مفعول‌به و منصوب؛ معنا: مسیح.

ابنَ: ریشه: «ب ن و / ب ن ي»؛ اسم، بدل یا عطف بیان برای «المسيح»، منصوب؛ معنا: پسر.

مَريَمَ: اسم خاص، علم مؤنث؛ مضافٌ‌إلیه برای «ابن»، مجرور در معنا، ولی به دلیل غیرمنصرف بودن با فتحه آمده است؛ معنا: مریم.

وَأُمَّهُ: مرکب از «وَ» + «أُمَّ» + «ـهُ»؛ «وَ» حرف عطف، معنا: و؛ «أُمَّ» ریشه: «أ م م»، اسم منصوب و معطوف بر «المسيح»؛ معنا: مادر؛ «ـهُ» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مذکر، مضافٌ‌إلیه؛ معنا: او، مادرِ او.

وَمَن: مرکب از «وَ» + «مَن»؛ «وَ» حرف عطف، معنا: و؛ «مَن» اسم موصول برای عاقل؛ معنا: کسانی که، هر که.

فِي: حرف جر؛ معنا: در.

الأَرضِ: ریشه: «أ ر ض»؛ اسم معرفه با «الـ»، مجرور به «فِي»؛ معنا: زمین.

جَميعًا: ریشه: «ج م ع»؛ حال یا تأکید معنایی، منصوب؛ معنا: همه، همگی، یکسره.


وَلِلَّهِ مُلكُ السَّماواتِ وَالأَرضِ وَما بَينَهُما

و فرمانروایی آسمان‌ها و زمین و آنچه میان آن دو است، از آنِ الله است.

وَلِلَّهِ: مرکب از «وَ» + «لِـ» + «اللَّهِ»؛ «وَ» حرف عطف، معنا: و؛ «لِـ» حرف جر برای مالکیت و اختصاص، معنا: برای، از آنِ؛ «اللَّهِ» لفظ جلاله، مجرور به «لِـ»؛ معنای ترکیبی: و از آنِ الله است.

مُلكُ: ریشه: «م ل ك»؛ اسم، مبتدا یا فاعل معنایی در ساختار تقدیم خبر، مرفوع؛ معنا: فرمانروایی، پادشاهی، مالکیت و سلطه.

السَّماواتِ: ریشه: «س م و»؛ اسم جمع مؤنث سالم، معرفه با «الـ»، مضافٌ‌إلیه و مجرور؛ معنا: آسمان‌ها.

وَالأَرضِ: مرکب از «وَ» + «الأَرضِ»؛ «وَ» حرف عطف، معنا: و؛ «الأَرضِ» ریشه: «أ ر ض»، اسم معرفه، معطوف بر «السماوات» و مجرور؛ معنا: زمین.

وَما: مرکب از «وَ» + «ما»؛ «وَ» حرف عطف، معنا: و؛ «ما» اسم موصول برای غیرعاقل یا امر کلی؛ معنا: آنچه.

بَينَهُما: مرکب از «بَينَ» + «ـهُما»؛ «بَينَ» ظرف مکان، منصوب، معنا: میان، بین؛ «ـهُما» ضمیر متصل سوم‌شخص مثنی، مضافٌ‌إلیه، اشاره به آسمان‌ها و زمین؛ معنا: آن دو؛ معنای ترکیبی: میان آن دو.


يَخلُقُ ما يَشاءُ

هرچه بخواهد می‌آفریند.

يَخلُقُ: ریشه: «خ ل ق»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: می‌آفریند، خلق می‌کند، پدید می‌آورد.

ما: اسم موصول یا مفعولی، برای غیرعاقل یا امر کلی؛ معنا: آنچه، هرچه.

يَشاءُ: ریشه: «ش ي أ»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، مرفوع؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ معنا: می‌خواهد، اراده می‌کند.


وَاللَّهُ عَلىٰ كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ

و الله بر هر چیزی تواناست.

وَاللَّهُ: مرکب از «وَ» + «اللَّهُ»؛ «وَ» حرف عطف یا استئناف، معنا: و؛ «اللَّهُ» لفظ جلاله، مبتدا و مرفوع؛ معنا: الله.

عَلىٰ: حرف جر؛ معنا: بر، بر پایهٔ، نسبت به؛ در این ساختار: دارای توانایی بر.

كُلِّ: ریشه: «ك ل ل»؛ اسم، مجرور به «عَلىٰ»، مضاف؛ معنا: هر، همهٔ، تمام.

شَيءٍ: ریشه: «ش ي أ»؛ اسم نکره، مضافٌ‌إلیه و مجرور؛ معنا: چیز، هر امر و هر موجود.

قَديرٌ: ریشه: «ق د ر»؛ صفت مشبهه یا اسم صفت، خبر برای «اللَّهُ» و مرفوع؛ معنا: توانا، دارای قدرت کامل.

Nach oben scrollen