009-096-113-توبة

« Back to Glossary Index
آنان برای شما از آنرو سوگند خواهند خورد که شما از ایشان راضی شوید و اگر شما از ایشان راضی شوید، الله از ایشان که قوم سر کشی می باشند راضی نخواهد شد (96)
يَحلِفونَ لَكُم لِتَرضَوا عَنهُم ۖ فَإِن تَرضَوا عَنهُم فَإِنَّ اللهَ لا يَرضىٰ عَنِ القَومِ الفاسِقينَ

برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان راضی شوید؛ پس اگر شما از آنان راضی شوید، بی‌گمان الله از گروه نافرمانان راضی نمی‌شود.

يَحلِفونَ لَكُم لِتَرضَوا عَنهُم

برای شما سوگند می‌خورند تا از آنان راضی شوید.

يَحلِفونَ: ریشه: ح ل ف؛ فعل مضارع، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ از افعال پنج‌گانه و مرفوع به ثبوت نون؛ «سوگند می‌خورند»، «قسم می‌خورند».
لَكُم: لِـ حرف جر به معنای «برای»، «به سودِ»، «نزدِ»؛ كُم ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع مذکر، در محل جر؛ «برای شما»، «به شما».
لِتَرضَوا: لِـ لام تعلیل به معنای «تا»، «برای اینکه»؛ تَرضَوا فعل مضارع منصوب به حذف نون، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: ر ض و / ر ض ي؛ «راضی شوید»، «خشنود شوید».
عَنهُم: عَن حرف جر به معنای «از»، «دربارهٔ»، «نسبت به»؛ هُم ضمیر متصل، سوم‌شخص جمع مذکر، در محل جر؛ «از آنان»، «نسبت به آنان».


فَإِن تَرضَوا عَنهُم

پس اگر از آنان راضی شوید.

فَـ: حرف ربط و تفریع؛ «پس»، «بنابراین».
إِن: حرف شرط؛ «اگر».
تَرضَوا: فعل مضارع مجزوم به حذف نون، چون فعل شرط است؛ صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشه: ر ض و / ر ض ي؛ «راضی شوید»، «خشنود شوید».
عَنهُم: عَن حرف جر؛ هُم ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ «از آنان»، «نسبت به آنان».


فَإِنَّ اللهَ لا يَرضىٰ عَنِ القَومِ الفاسِقينَ

پس بی‌گمان الله از گروه نافرمانان راضی نمی‌شود.

فَـ: فای رابطِ جواب شرط؛ «پس».
إِنَّ: حرف تأکید و نصب؛ «بی‌گمان»، «همانا».
اللهَ: اسم خاص برای الله؛ اسمِ إِنَّ و منصوب با فتحه؛ «الله».
لا: حرف نفی؛ «نه»، «نمیـ».
يَرضىٰ: فعل مضارع مرفوع با ضمهٔ تقدیری بر الف مقصوره؛ ریشه: ر ض و / ر ض ي؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به الله برمی‌گردد؛ «راضی می‌شود»، «خشنود می‌شود».
عَنِ: حرف جر عَن؛ به سبب پیوستن به واژهٔ پس از خود با کسره خوانده شده است؛ «از»، «نسبت به».
القَومِ: ریشه: ق و م؛ اسم مفرد با معنای جمعی، مجرور به عَن و دارای کسره؛ «گروه»، «قوم»، «مردم».
الفاسِقينَ: ریشه: ف س ق؛ اسم فاعل از «فَسَقَ» به معنای «از فرمان بیرون رفت»، «نافرمانی کرد»؛ نعت برای القَومِ، مجرور با یاء چون جمع مذکر سالم است؛ «نافرمانان»، «بدکاران»، «کسانی که از اطاعت بیرون رفته‌اند».

Nach oben scrollen