009-094-113-توبة

« Back to Glossary Index
وقتی شما مسلمانان حقیقی از جنگ تبوک بسوی ایشان مراجعت نمودید آنان از اینکه با شما به جنگ نیامدند معذرت خواهند خواست در آن زمان تو به ایشان بگو عذرهای بیهوده نیاورید و ما هرگز عذرهای شما را به نفع شما نمی پذیریم زیرا قبلا الله به ما خبرهای شما را اطلاع داد و الله و پیغمبرش در آینده، اعمال شما را خواهد دید و سپس بسوی آنکس که به هر پنهان داناست باز گردانده میشوید و او بدانچه کرده بودید شما را خبر خواهد داد (94)
يَعتَذِرونَ إِلَيكُم إِذا رَجَعتُم إِلَيهِم ۚ قُل لا تَعتَذِروا لَن نُؤمِنَ لَكُم قَد نَبَّأَنَا الله مِن أَخبارِكُم ۚ وَسَيَرَى الله عَمَلَكُم وَرَسولُهُ ثُمَّ تُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ

هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما عذر می‌آورند. بگو: عذر نیاورید؛ هرگز سخن شما را باور نخواهیم کرد؛ به‌راستی الله ما را از خبرهای شما آگاه کرده است، و الله و پیامبرش عمل شما را خواهند دید؛ سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید، پس شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد.

يَعتَذِرونَ إِلَيكُم إِذا رَجَعتُم إِلَيهِم

هنگامی که به سوی آنان بازگردید، برای شما عذر می‌آورند.

يَعتَذِرونَ: ریشه: «ع ذ ر»؛ فعل مضارع، باب افتعال، سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: عذر می‌آورند، پوزش می‌طلبند.
إِلَيكُم: «إلى» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ معنی: به سوی شما، نزد شما.
إِذا: ظرف زمان شرطی غیرجازم؛ معنی: هنگامی که، وقتی که.
رَجَعتُم: ریشه: «ر ج ع»؛ فعل ماضی، دوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: بازگشتید، برگشتید.
إِلَيهِم: «إلى» حرف جر + «هِم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: به سوی آنان، نزد آنان.


قُل لا تَعتَذِروا لَن نُؤمِنَ لَكُم

بگو: عذر نیاورید؛ هرگز سخن شما را باور نخواهیم کرد.

قُل: ریشه: «ق و ل»؛ فعل امر، دوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: بگو.
لا: حرف نهی؛ برای بازداشتن از انجام کار می‌آید؛ معنی: نکنید، نباید.
تَعتَذِروا: ریشه: «ع ذ ر»؛ فعل مضارع مجزوم با «لا»ی نهی، باب افتعال، دوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: عذر نیاورید، پوزش نطلبید.
لَن: حرف نفی و نصب برای آینده؛ معنی: هرگز، نخواهیم.
نُؤمِنَ: ریشه: «أ م ن»؛ فعل مضارع منصوب با «لَن»، اول‌شخص جمع؛ معنی: باور کنیم، ایمان بیاوریم، اعتماد کنیم.
لَكُم: «لِـ» حرف جر + «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ معنی: برای شما، به سود شما، سخن شما را.


قَد نَبَّأَنَا الله مِن أَخبارِكُم

به‌راستی الله ما را از خبرهای شما آگاه کرده است.

قَد: حرف تحقیق؛ وقتی با فعل ماضی بیاید بر تحقق و قطعی بودن کار دلالت دارد؛ معنی: به‌راستی، قطعاً.
نَبَّأَنَا: ریشه: «ن ب أ»؛ فعل ماضی، باب تفعیل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «نا» ضمیر متصل مفعولی؛ معنی: به ما خبر داد، ما را آگاه کرد.
الله: اسم جلاله، فاعل فعل «نَبَّأَ»، مرفوع؛ معنی: الله.
مِن: حرف جر؛ معنی: از، دربارهٔ.
أَخبارِكُم: ریشه: «خ ب ر»؛ «أخبار» جمع «خبر»، اسم مجرور با «مِن»؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ معنی: خبرهای شما، گزارش‌های مربوط به شما.


وَسَيَرَى الله عَمَلَكُم وَرَسولُهُ

و الله و پیامبرش عمل شما را خواهند دید.

وَ: حرف عطف یا پیوند؛ معنی: و.
سَيَرَى: «سَـ» نشانهٔ آیندهٔ نزدیک + «يَرَى» از ریشهٔ «ر أ ي»؛ فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: خواهد دید، خواهد دانست، آشکار خواهد کرد.
الله: اسم جلاله، فاعل «يَرَى»، مرفوع؛ معنی: الله.
عَمَلَكُم: ریشه: «ع م ل»؛ «عَمَل» اسم و مفعول‌به، منصوب؛ «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع؛ معنی: عمل شما، کردار شما.
وَرَسولُهُ: «وَ» حرف عطف + «رَسول» از ریشهٔ «ر س ل»، اسم مرفوع و معطوف بر «الله» + «هُ» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنی: و پیامبر او.


ثُمَّ تُرَدّونَ إِلىٰ عالِمِ الغَيبِ وَالشَّهادَةِ

سپس به سوی دانای نهان و آشکار بازگردانده می‌شوید.

ثُمَّ: حرف عطف با معنای ترتیب و فاصله؛ معنی: سپس، بعد از آن.
تُرَدّونَ: ریشه: «ر د د»؛ فعل مضارع مجهول، دوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: بازگردانده می‌شوید، برگردانده خواهید شد.
إِلىٰ: حرف جر؛ معنی: به سوی، به.
عالِمِ: ریشه: «ع ل م»؛ اسم فاعل، مجرور با «إلىٰ»، مضاف؛ معنی: دانا، آگاه.
الغَيبِ: ریشه: «غ ي ب»؛ اسم، مجرور و مضاف‌الیه؛ معنی: نهان، نادیدنی، آنچه از دید پنهان است.
وَالشَّهادَةِ: «وَ» حرف عطف + «الشَّهادَة» از ریشهٔ «ش ه د»، اسم مجرور و معطوف بر «الغيب»؛ معنی: آشکار، دیدنی، آنچه حاضر و قابل مشاهده است.


فَيُنَبِّئُكُم بِما كُنتُم تَعمَلونَ

پس شما را از آنچه انجام می‌دادید آگاه خواهد کرد.

فَ: حرف عطف یا نتیجه؛ معنی: پس، آنگاه.
يُنَبِّئُكُم: ریشه: «ن ب أ»؛ فعل مضارع، باب تفعیل، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ «كُم» ضمیر متصل مفعولی؛ معنی: شما را آگاه می‌کند، به شما خبر می‌دهد.
بِما: «بِـ» حرف جر + «ما» اسم موصول یا مصدری؛ معنی: از آنچه، به آنچه.
كُنتُم: ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، دوم‌شخص جمع مذکر؛ معنی: بودید، می‌بودید؛ در ترکیب با فعل بعدی معنای استمرار در گذشته می‌دهد.
تَعمَلونَ: ریشه: «ع م ل»؛ فعل مضارع، دوم‌شخص جمع مذکر؛ خبر «كان»؛ معنی: انجام می‌دادید، عمل می‌کردید.

Nach oben scrollen