| و به واسطه اینکه خلاف وعده خود به الله رفتار کردند و بواسطه دروغی که گفته بودند، الله در روح ایشان نفاق و دوروئی گذاشت، تا زمانی که الله را ملاقات نمایند (گروهی از تازه مسلمانان فقير به خود و دیگران گفته بودند الله شاهد است که اگر ما از فقر نجات یابیم، به پیشرفت اسلام کمکهای مالی خواهیم کرد و با اینکه جنگهای کم زحمت اسلامی باعث شد آنان روی غنائم جنگی ثروتمند شوند، از کمک کردن در راه جنگ تبوک خودداری کردند و روح دنیا خواهی ایشان معلوم داشت که باید بنام دروغگو و دورو بمیرند و با پرونده دوروئی در پیشگاه الله حاضر شوند.) (۷۷) |
| فَأَعقَبَهُم نِفاقًا في قُلوبِهِم إِلىٰ يَومِ يَلقَونَهُ بِما أَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوهُ وَبِما كانوا يَكذِبونَ پس الله به سبب آنکه با الله در آنچه به او وعده داده بودند خلف وعده کردند، و به سبب آنکه همواره دروغ میگفتند، نفاقی را در دلهایشان بر جای نهاد تا روزی که او را ملاقات کنند. فَأَعقَبَهُم نِفاقًا في قُلوبِهِم إِلىٰ يَومِ يَلقَونَهُپس الله نفاقی را در دلهایشان بر جای نهاد تا روزی که او را ملاقات کنند. فَـ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا فاء تفریع و نتیجه؛ معنای «پس»، «در نتیجه»، «به دنبال آن». بِما أَخلَفُوا اللهَ ما وَعَدوهُبه سبب آنکه با الله در آنچه به او وعده داده بودند خلف وعده کردند. بِـ: ریشه ندارد؛ حرف جر، در اینجا برای سببیت؛ معنا: «به سببِ»، «به خاطرِ». وَبِما كانوا يَكذِبونَو به سبب آنکه همواره دروغ میگفتند. وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف؛ معنا: «و». |
009-077-113-توبة
« Back to Glossary Index
