009-061-113-توبة

« Back to Glossary Index
و پاره ای از این دورویان کسانی هستند که پیغامگیر را اذیت میکنند (پیغمبر اسلام را با انتشار بد گوئیهائی اذیت میکردند) و میگویند او فقط گوش است (وقتی دورویان مطالبی به نفع خود با پیغمبر اسلام در میان میگذاشتند که پیغمبر اسلام نباید به نفع ایشان چیزی بگوید، میگفتند چرا او فقط گوش است و به نفع ما دستوری نمی دهد) بگو او چون تسليم الله و تسلیم منافع مؤمنان حقیقی میباشد، برای شما نیز گوش خوبی میباشد، آری اگر بعضی از شما مؤمن حقیقی شوید، برای آن بعض نیز رحمتی میباشد و کسانی که پیغام رسان الله را اذیت میکنند، برای ایشان عذابی دردناک خواهد بود (61)
وَمِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِيَّ وَيَقولونَ هُوَ أُذُنٌ ۚ قُل أُذُنُ خَيرٍ لَكُم يُؤمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ وَرَحمَةٌ لِلَّذينَ آمَنوا مِنكُم ۚ وَالَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ لَهُم عَذابٌ أَليمٌ

و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند و می‌گویند: «او گوش است؛ هر چه بشنود می‌پذیرد.» بگو: «او گوشِ خیر برای شماست؛ به الله ایمان دارد و مؤمنان را تصدیق می‌کند و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند رحمتی است.» و کسانی که فرستادهٔ الله را آزار می‌دهند، برای آنان عذابی دردناک است.

وَمِنهُمُ الَّذينَ يُؤذونَ النَّبِيَّ

و از میان آنان کسانی هستند که پیامبر را آزار می‌دهند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و»، پیونددهندهٔ این بخش با سخن پیشین.
مِن: حرف جر؛ ریشه ندارد؛ معنای «از»، «از میان».
هُم: ضمیر منفصل/متصل در محل جر بعد از «مِن»؛ برای جمع مذکر غایب؛ معنای «آنان»، «ایشان».
الَّذينَ: اسم موصول؛ جمع مذکر؛ مبنی؛ معنای «کسانی که».
يُؤذونَ: فعل مضارع مرفوع؛ از ریشهٔ أ ذ ي؛ باب إفعال، از فعل «آذى / يؤذي»؛ واو نشانهٔ فاعل جمع مذکر؛ معنای «آزار می‌دهند»، «اذیت می‌کنند».
النَّبِيَّ: اسم مفرد مذکر؛ منصوب به‌عنوان مفعول‌به برای «يُؤذونَ»؛ از ریشهٔ ن ب أ یا بنا بر برخی تحلیل‌ها ن ب و؛ معنای «پیامبر»، «خبرآور از سوی الله».


وَيَقولونَ هُوَ أُذُنٌ

و می‌گویند: او گوش است.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».
يَقولونَ: فعل مضارع مرفوع؛ از ریشهٔ ق و ل؛ واو نشانهٔ فاعل جمع مذکر؛ معنای «می‌گویند».
هُوَ: ضمیر منفصل؛ مفرد مذکر غایب؛ در محل رفع مبتدا؛ معنای «او».
أُذُنٌ: اسم مفرد؛ مرفوع به‌عنوان خبر برای «هُوَ»؛ از ریشهٔ أ ذ ن؛ معنای اصلی «گوش»؛ در اینجا کنایه از کسی که زیاد گوش می‌دهد و سخن دیگران را می‌پذیرد.


قُل أُذُنُ خَيرٍ لَكُم

بگو: او گوشِ خیر برای شماست.

قُل: فعل امر؛ از ریشهٔ ق و ل؛ صیغهٔ مفرد مذکر مخاطب؛ معنای «بگو».
أُذُنُ: اسم مفرد؛ مرفوع؛ مضاف به «خَيرٍ»؛ از ریشهٔ أ ذ ن؛ معنای «گوش»، و در اینجا «شنونده»؛ یعنی شنونده‌ای که شنیدنش به سود و خیر است.
خَيرٍ: اسم مفرد؛ مجرور به‌سبب اضافه شدن به «أُذُنُ»؛ از ریشهٔ خ ي ر؛ معنای «خیر»، «نیکی»، «خوبی»، «سود».
لَكُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»، «به سودِ»؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مذکر مخاطب در محل جر؛ معنای ترکیبی: «برای شما»، «به سود شما».


يُؤمِنُ بِاللَّهِ

به الله ایمان دارد.

يُؤمِنُ: فعل مضارع مرفوع؛ از ریشهٔ أ م ن؛ باب إفعال، از فعل «آمَنَ / يُؤمِنُ»؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» و مرجع آن پیامبر است؛ معنای «ایمان دارد»، «باور دارد».
بِاللَّهِ: «بِـ» حرف جر به معنای «به»؛ «الله» اسم جلاله، مجرور به حرف جر؛ معنای ترکیبی: «به الله».


وَيُؤمِنُ لِلمُؤمِنينَ

و مؤمنان را تصدیق می‌کند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».
يُؤمِنُ: فعل مضارع مرفوع؛ از ریشهٔ أ م ن؛ باب إفعال؛ فاعل آن ضمیر مستتر «هو» و مرجع آن پیامبر است؛ در ترکیب با «لِـ» معنای «تصدیق می‌کند»، «اعتماد می‌کند»، «به سخن آنان اطمینان می‌دهد».
لِلمُؤمِنينَ: «لِـ» حرف جر؛ «المُؤمِنينَ» اسم جمع مذکر سالم، مجرور به حرف جر؛ از ریشهٔ أ م ن؛ اسم فاعل از باب إفعال؛ معنای ترکیبی: «برای مؤمنان»، و در اینجا «مؤمنان را»، یعنی آنان را تصدیق می‌کند و به آنان اعتماد دارد.


وَرَحمَةٌ لِلَّذينَ آمَنوا مِنكُم

و برای کسانی از شما که ایمان آورده‌اند رحمتی است.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».
رَحمَةٌ: اسم مفرد مؤنث؛ مرفوع؛ از ریشهٔ ر ح م؛ معنای «رحمت»، «مهربانی»، «لطف»، «مایهٔ مهربانی و خیر».
لِلَّذينَ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «الَّذينَ» اسم موصول جمع مذکر، مبنی در محل جر؛ معنای ترکیبی: «برای کسانی که».
آمَنوا: فعل ماضی؛ از ریشهٔ أ م ن؛ باب إفعال؛ واو نشانهٔ فاعل جمع مذکر؛ معنای «ایمان آوردند».
مِنكُم: «مِن» حرف جر به معنای «از»، «از میان»؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مذکر مخاطب در محل جر؛ معنای ترکیبی: «از شما»، «از میان شما».


وَالَّذينَ يُؤذونَ رَسولَ اللَّهِ

و کسانی که فرستادهٔ الله را آزار می‌دهند.

وَ: حرف عطف؛ ریشه ندارد؛ معنای «و».
الَّذينَ: اسم موصول؛ جمع مذکر؛ مبنی؛ معنای «کسانی که».
يُؤذونَ: فعل مضارع مرفوع؛ از ریشهٔ أ ذ ي؛ باب إفعال؛ واو نشانهٔ فاعل جمع مذکر؛ معنای «آزار می‌دهند»، «اذیت می‌کنند».
رَسولَ: اسم مفرد مذکر؛ منصوب به‌عنوان مفعول‌به برای «يُؤذونَ»؛ از ریشهٔ ر س ل؛ معنای «فرستاده»، «رسول»، «پیام‌آور».
اللَّهِ: اسم جلاله؛ مجرور به‌سبب اضافه شدن به «رَسولَ»؛ معنای ترکیبی «رسولِ الله»، «فرستادهٔ الله».


لَهُم عَذابٌ أَليمٌ

برای آنان عذابی دردناک است.

لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای»؛ «هُم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر؛ معنای ترکیبی: «برای آنان».
عَذابٌ: اسم مفرد مذکر؛ مرفوع؛ از ریشهٔ ع ذ ب؛ معنای «عذاب»، «کیفر»، «رنج».
أَليمٌ: صفت مفرد مذکر؛ مرفوع و تابع «عَذابٌ»؛ از ریشهٔ أ ل م؛ معنای «دردناک»، «رنج‌آور».

Nach oben scrollen