| در زمانی که در آتش جهنم، آن سکه های طلا و نقره را بس داغ میکنند و بوسیله آنها پیشانی و پهلو و پشت آنان را داغ میزنند و به ایشان میگویند، این همان چیزهائی است که برای خود جمع میکردید، پس نتیجه آنچه را جمع کردید، بچشید (این آیه درباره کسانی میباشد که ثروت و مال را به هر صورتی باشد، جمع میکنند بدون آنکه در راه پیشرفت امور اجتماعی و پیشرفت دين الله و کمک به بیچارگان مقداری از آن را خرج کنند، یعنی علاقه به جمع مال دارند و روح کمک به اصلاح جامعه ندارند و الا اگر کسی چنان روحی داشته باشد که در مواقعی ضروری از خرج مال کوتاهی نکند ذخیره کردن مال برای مخارج آینده ای نزدیک و یا دور عیبی ندارد و اینکه میگویند، پیغمبر اسلام و بزرگان دین اسلام هرگز روی این آیه مال و پول ذخیره نمیکردند و همیشه محتاج قرض کردن از یهودیان بودند، همه دروغ و ساخته یهودیان است، تا با این تبلیغات غلط مسلمانان را همیشه فقیر نگه دارند و بیگانگان بر آنان مسلط شوند و اگر روایاتی از قول اباذر یا اصحاب دیگر پیغمبر اسلام در این زمینه ها هست، همه دروغ اند و در مورد داغ کردن سکه های نقره و طلا در آتش دوزخ، يقين است که مانند آن سکه ها را داغ میکنند نه عین سکه های ذخیره شده را، زیرا بر طبق آیات قرآنی آنچه در زمین آخرت هست، چیزهائی شبیه به چیزهای دنیاست، نه عین آنها زیرا بر طبق آیه قرآن آنجا زمینی است شبیه به زمین دنیا، ولی غیر از زمین دنیا و متناسب با مردم آنجاست. چه آبش و چه خاکش و چه آتشش یا بدن انسانها) (۳۵) |
| يَومَ يُحمىٰ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكوىٰ بِها جِباهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهورُهُم ۖ هٰذا ما كَنَزتُم لِأَنفُسِكُم فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَ روزی که آن اندوختهها در آتش دوزخ گداخته میشود، سپس با آنها پیشانیها و پهلوها و پشتهایشان داغ نهاده میشود؛ این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید، پس بچشید آنچه را پیوسته میاندوختید. يَومَ يُحمىٰ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَروزی که آن اندوختهها در آتش دوزخ گداخته میشود. يَومَ: ریشه: «ي و م»؛ اسم زمان، منصوب؛ به معنای «روز»، «هنگام»، «زمانی که». فَتُكوىٰ بِها جِباهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهورُهُمسپس با آنها پیشانیها و پهلوها و پشتهایشان داغ نهاده میشود. فَتُكوىٰ: «فَـ» حرف عطف یا ترتیب، به معنای «پس»، «سپس» + «تُكوىٰ» ریشه: «ك و ي»؛ فعل مضارع مجهول، سومشخص مفرد مؤنث؛ به معنای «داغ نهاده میشود»، «سوزانده میشود با داغ». هٰذا ما كَنَزتُم لِأَنفُسِكُماین همان چیزی است که برای خودتان اندوختید. هٰذا: اسم اشاره برای مفرد مذکر نزدیک؛ در اینجا برای اشاره به همان اندوخته و نتیجهٔ آن آمده است؛ به معنای «این». فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَپس بچشید آنچه را پیوسته میاندوختید. فَذوقوا: «فَـ» حرف نتیجه یا ترتیب، به معنای «پس» + «ذوقوا» ریشه: «ذ و ق»؛ فعل امر، صیغهٔ دومشخص جمع مذکر؛ به معنای «بچشید»، «مزه کنید»، و در اینجا کنایه از «کیفرش را تجربه کنید». |
009-035-113-توبة
« Back to Glossary Index
