009-035-113-توبة

« Back to Glossary Index
در زمانی که در آتش جهنم، آن سکه های طلا و نقره را بس داغ میکنند و بوسیله آنها پیشانی و پهلو و پشت آنان را داغ میزنند و به ایشان میگویند، این همان چیزهائی است که برای خود جمع میکردید، پس نتیجه آنچه را جمع کردید، بچشید (این آیه درباره کسانی میباشد که ثروت و مال را به هر صورتی باشد، جمع میکنند بدون آنکه در راه پیشرفت امور اجتماعی و پیشرفت دين الله و کمک به بیچارگان مقداری از آن را خرج کنند، یعنی علاقه به جمع مال دارند و روح کمک به اصلاح جامعه ندارند و الا اگر کسی چنان روحی داشته باشد که در مواقعی ضروری از خرج مال کوتاهی نکند ذخیره کردن مال برای مخارج آینده ای نزدیک و یا دور عیبی ندارد و اینکه میگویند، پیغمبر اسلام و بزرگان دین اسلام هرگز روی این آیه مال و پول ذخیره نمیکردند و همیشه محتاج قرض کردن از یهودیان بودند، همه دروغ و ساخته یهودیان است، تا با این تبلیغات غلط مسلمانان را همیشه فقیر نگه دارند و بیگانگان بر آنان مسلط شوند و اگر روایاتی از قول اباذر یا اصحاب دیگر پیغمبر اسلام در این زمینه ها هست، همه دروغ اند و در مورد داغ کردن سکه های نقره و طلا در آتش دوزخ، يقين است که مانند آن سکه ها را داغ میکنند نه عین سکه های ذخیره شده را، زیرا بر طبق آیات قرآنی آنچه در زمین آخرت هست، چیزهائی شبیه به چیزهای دنیاست، نه عین آنها زیرا بر طبق آیه قرآن آنجا زمینی است شبیه به زمین دنیا، ولی غیر از زمین دنیا و متناسب با مردم آنجاست. چه آبش و چه خاکش و چه آتشش یا بدن انسانها) (۳۵)
يَومَ يُحمىٰ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ فَتُكوىٰ بِها جِباهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهورُهُم ۖ هٰذا ما كَنَزتُم لِأَنفُسِكُم فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَ

روزی که آن اندوخته‌ها در آتش دوزخ گداخته می‌شود، سپس با آن‌ها پیشانی‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان داغ نهاده می‌شود؛ این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید، پس بچشید آنچه را پیوسته می‌اندوختید.

يَومَ يُحمىٰ عَلَيها في نارِ جَهَنَّمَ

روزی که آن اندوخته‌ها در آتش دوزخ گداخته می‌شود.

يَومَ: ریشه: «ي و م»؛ اسم زمان، منصوب؛ به معنای «روز»، «هنگام»، «زمانی که».
يُحمىٰ: ریشه: «ح م ي»؛ فعل مضارع مجهول، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ از باب إفعال «أحمى»، به معنای «داغ کرده می‌شود»، «گداخته می‌شود».
عَلَيها: «على» حرف جر به معنای «بر»، «روی»، «علیه» + «ها» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ مرجع آن به اموال و اندوخته‌ها برمی‌گردد؛ یعنی «بر آن‌ها / روی آن‌ها».
في: حرف جر؛ به معنای «در»، «داخلِ».
نارِ: ریشه: «ن و ر» یا در کاربرد اسمی «نار»؛ اسم مجرور به سبب حرف جر «في»؛ به معنای «آتش».
جَهَنَّمَ: اسم خاص برای دوزخ؛ مضاف‌الیه برای «نارِ»؛ غیرمنصرف و در اینجا مجرور به فتحه؛ به معنای «جهنم»، «دوزخ».


فَتُكوىٰ بِها جِباهُهُم وَجُنوبُهُم وَظُهورُهُم

سپس با آن‌ها پیشانی‌ها و پهلوها و پشت‌هایشان داغ نهاده می‌شود.

فَتُكوىٰ: «فَـ» حرف عطف یا ترتیب، به معنای «پس»، «سپس» + «تُكوىٰ» ریشه: «ك و ي»؛ فعل مضارع مجهول، سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ به معنای «داغ نهاده می‌شود»، «سوزانده می‌شود با داغ».
بِها: «بِـ» حرف جر، به معنای «با»، «به وسیلهٔ» + «ها» ضمیر متصل سوم‌شخص مفرد مؤنث؛ یعنی «با آن / به وسیلهٔ آن»؛ مرجع آن به اموال گداخته‌شده برمی‌گردد.
جِباهُهُم: ریشه: «ج ب ه»؛ «جِباه» جمع «جَبهة» به معنای «پیشانی‌ها»؛ مرفوع و نایب فاعل در ساختار مجهول؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر، به معنای «شان»؛ یعنی «پیشانی‌هایشان».
وَجُنوبُهُم: «وَ» حرف عطف، به معنای «و» + «جُنوب» ریشه: «ج ن ب»؛ جمع «جَنب» به معنای «پهلوها»، «کناره‌های بدن»؛ مرفوع و معطوف بر «جِباهُهُم»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ یعنی «و پهلوهایشان».
وَظُهورُهُم: «وَ» حرف عطف، به معنای «و» + «ظُهور» ریشه: «ظ هـ ر»؛ جمع «ظَهر» به معنای «پشت‌ها»؛ مرفوع و معطوف بر «جِباهُهُم»؛ «هُم» ضمیر متصل سوم‌شخص جمع مذکر؛ یعنی «و پشت‌هایشان».


هٰذا ما كَنَزتُم لِأَنفُسِكُم

این همان چیزی است که برای خودتان اندوختید.

هٰذا: اسم اشاره برای مفرد مذکر نزدیک؛ در اینجا برای اشاره به همان اندوخته و نتیجهٔ آن آمده است؛ به معنای «این».
ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه»، «چیزی که».
كَنَزتُم: ریشه: «ك ن ز»؛ فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «اندوختید»، «گنج کردید»، «ذخیره ساختید».
لِأَنفُسِكُم: «لِـ» حرف جر، به معنای «برای»، «به سودِ» یا در اینجا با بار طعنه‌آمیز «برای خودتان» + «أَنفُس» ریشه: «ن ف س»؛ جمع «نَفس»، اسم مجرور؛ به معنای «خودها»، «جان‌ها»، «نفس‌ها» + «كُم» ضمیر متصل دوم‌شخص جمع مذکر؛ یعنی «برای خودتان».


فَذوقوا ما كُنتُم تَكنِزونَ

پس بچشید آنچه را پیوسته می‌اندوختید.

فَذوقوا: «فَـ» حرف نتیجه یا ترتیب، به معنای «پس» + «ذوقوا» ریشه: «ذ و ق»؛ فعل امر، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «بچشید»، «مزه کنید»، و در اینجا کنایه از «کیفرش را تجربه کنید».
ما: اسم موصول؛ به معنای «آنچه»، «چیزی که».
كُنتُم: ریشه: «ك و ن»؛ فعل ماضی ناقص، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «بودید»؛ همراه با فعل مضارع بعدی، استمرار در گذشته را می‌رساند: «پیوسته می‌کردید».
تَكنِزونَ: ریشه: «ك ن ز»؛ فعل مضارع، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ به معنای «می‌اندوزید»، «گنج می‌کنید»، «ذخیره می‌سازید».

Nach oben scrollen