| با کسانی که به ایشان کتاب آسمانی داده شد، ولی آنان به الله و به زمان آخرت آنطور که شایسته است، ایمان نمی آورند و آنچه را الله و پیغمبرش حرام کرده، حرام نمی شمارند و به دین حق عمل نمی کنند، نیز بجنگید تا هنگامیکه آن جزیه مقرره را از روی کوچکی با دست خود بیاورند و بدهند (این مطالب در مورد یهود و نصارائی میباشد که از لحاظ مشرک بودن شبیه به مشركان مهلت داده شده مکه باشند و اعلام ارفاقی است از جانب الله که آنان به شرطی در امان هستند، که اگر میخواهند مسلمان نشوند، اعلام نمایند، میخواهند زیر نفوذ حکومت اسلام زندگی کنند و حاضرند جزیه مقرره را بدهند و این جزیه مقرره بر طبق آنچه در کتاب سنت به دستور پیغمبر اسلام نوشته شده بود و برای تمام شهرهای اسلامی فرستاده شده بود، سالی یک دینار طلا برای هر فرد بالغ، چه زن و چه مرد بود، وزن دینار در حدود یک مثقال امروزه بوده و کسی که جزیه را قبول میکرد، میتوانست در عقاید مذهبی خود باقی بماند و در حمایت حکومت اسلام باشد در موقعی که حکومت شهر یا مملکتی بدست مسلمانان است این جزیه هم میتواند فردی باشد که هر فرد یا هر خانواری با حکومت اسلام قرار جزیه را بگذارند و با حفظ مذهب خود در حمایت حکومت اسلام باشند و همچنین این قانون میتواند اجتماعی و دسته ای باشد که یک قبیله یا یک گروه و یک محل رؤسا و نمایندگانشان تعهد بسپارند که هر سال به عدد نفراتشان که به رشد رسیده اند، جزیه دهند یا طلا و یا هم قیمت آن از مالهای دیگر زراعتی یا غیر زراعتی و این جزیه دسته جمعی را خراج میگویند و این در حکم مالیات آنهاست و جزیه دهندگان حق دارند که در جنگها و یا مدافعات مربوط به حکومت اسلام شرکت نکنند و حکومت اسلام میتواند، روی در نظر گرفتن مکانهای مختلف یا زمانها و موقعیتهای مختلف این جزیه را کمتر بگیرد یا بطور موقتی مدتی نگیرد و یا پیمان نامه دیگری منعقد سازد و این قانون جزیه برای گروههای اهل کتابی میباشد که کتاب مذهبی ایشان از نظر مسلمانان کتاب آسمانی شناخته شود، اگر چه به مرور زمان تحریف و جابجا و کم و زیاد شده باشد و ضمنا این جزیه باعث میشود، اگر در کتابهای آسمانی ایشان حقایقی از دین الله باشد و آنان روی تفسیرهای غلط و جاهلانه و یا مغرضانه ای آن حقایق را عمل نکنند و دگرگونه جلوه دهند، در اثر نفوذ تبلیغات مسلمانان در حکومت اسلام که روی حقایق دینی پا برجاست بهتر فکر کنند و غرض ها را کنار بگذارند و بسوی حقایق دینی خود که عین حقایق دین اسلام است برگردند.) (۲۹) |
| قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالله وَلا بِاليَومِ الآخِرِ وَلا يُحَرِّمونَ ما حَرَّمَ الله وَرَسولُهُ وَلا يَدينونَ دينَ الحَقِّ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَ حَتّىٰ يُعطُوا الجِزيَةَ عَن يَدٍ وَهُم صاغِرونَ با کسانی از اهل کتاب که به الله و روز واپسین ایمان نمیآورند، و آنچه را الله و پیامبرش حرام کردهاند حرام نمیشمارند، و به دین حق پایبند نیستند، بجنگید، تا جزیه را با دست خود بپردازند، در حالی که فروتن و تسلیم باشند. قاتِلُوا الَّذينَ لا يُؤمِنونَ بِالله وَلا بِاليَومِ الآخِرِبا کسانی که به الله و روز واپسین ایمان نمیآورند بجنگید. قاتِلُوا — ریشه: «ق ت ل»؛ فعل امر، باب مفاعله «قاتَلَ»، صیغهٔ دومشخص جمع مذکر؛ معنا: بجنگید، پیکار کنید. وَلا يُحَرِّمونَ ما حَرَّمَ الله وَرَسولُهُو آنچه را الله و پیامبرش حرام کردهاند، حرام نمیشمارند. وَ — حرف عطف؛ معنا: و. وَلا يَدينونَ دينَ الحَقِّ مِنَ الَّذينَ أوتُوا الكِتابَو از میان کسانی که کتاب به آنان داده شده است، به دین حق پایبند نیستند. وَ — حرف عطف؛ معنا: و. حَتّىٰ يُعطُوا الجِزيَةَ عَن يَدٍ وَهُم صاغِرونَتا جزیه را با دست خود بپردازند، در حالی که فروتن و تسلیم باشند. حَتّىٰ — حرف غایت و هدف؛ بر فعل مضارع پس از خود اثر نصب میگذارد؛ معنا: تا، تا اینکه. |
009-029-113-توبة
« Back to Glossary Index
