049-006-111-حجرات

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، اگر کسی که یقین ندارید، صد در صد راست میگوید، خبری برای شما آورد، درباره آن خبر تحقیق کامل کنید تا موضوع کاملا واضح شود و الا ممکن است روی نادانی به قومی ضرر برسانید و بعد بر آنچه کرده اید پشیمان شوید. (6)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا إِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنوا أَن تُصيبوا قَومًا بِجَهالَةٍ فَتُصبِحوا عَلىٰ ما فَعَلتُم نادِمينَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، اگر شخصی فاسق خبری برای شما آورد، تحقیق و بررسی کنید، مبادا از روی ناآگاهی به گروهی آسیب برسانید و سپس از کاری که کرده‌اید پشیمان شوید.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید،

يا: ریشه ندارد؛ حرف ندا؛ برای صدا زدن و خطاب کردن، به معنای «ای».
أَيُّ: ریشه: أ ي ي؛ اسم ندا، منادای مبنی بر ضم در محل نصب؛ برای خطاب به گروه یا فرد، به معنای «ای / کدام / آن‌که».
ها: ریشه ندارد؛ حرف تنبیه و توجه؛ برای جلب توجه مخاطب، به معنای «هان / آگاه باشید».
الَّذينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ در اینجا صفت یا بدل برای «أَيُّها»؛ به معنای «کسانی که».
آمَنوا: ریشه: أ م ن؛ فعل ماضی، باب إفعال، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ «واو» فاعل؛ به معنای «ایمان آوردند، باور کردند، در امنیت و اطمینان داخل شدند».


إِن جاءَكُم فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنوا

اگر شخصی فاسق خبری برای شما آورد، پس تحقیق و بررسی کنید،

إِن: ریشه ندارد؛ حرف شرط جازم؛ برای بیان شرط، به معنای «اگر».
جاءَ: ریشه: ج ي أ؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ در جملهٔ شرط آمده و از نظر معنا آینده‌نماست؛ به معنای «آمد، آورد، رسید».
كُم: ریشه ندارد؛ ضمیر متصل، دوم‌شخص جمع؛ مفعول یا متعلق به فعل «جاء»؛ به معنای «شما / به شما».
فاسِقٌ: ریشه: ف س ق؛ اسم فاعل از «فَسَقَ»، مفرد مذکر، مرفوع؛ فاعلِ «جاء»؛ به معنای «نافرمان، گناهکار آشکار، کسی که از فرمان حق بیرون رفته است».
بِنَبَإٍ: «بِـ» حرف جر به معنای «با / همراهِ / به وسیلهٔ»؛ نَبَإٍ ریشه: ن ب أ؛ اسم مفرد، مجرور به حرف جر؛ به معنای «خبر مهم، گزارش، آگاهی».
فَـ: ریشه ندارد؛ حرف ربط و جواب شرط؛ به معنای «پس / در نتیجه».
تَبَيَّنوا: ریشه: ب ي ن؛ فعل امر، باب تفعّل، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ مبنی بر حذف نون، «واو» فاعل؛ به معنای «روشن سازید، بررسی کنید، تحقیق کنید، حقیقت را معلوم کنید».


أَن تُصيبوا قَومًا بِجَهالَةٍ

مبادا از روی ناآگاهی به گروهی آسیب برسانید،

أَن: ریشه ندارد؛ حرف مصدری و ناصب؛ در اینجا همراه با معنای پرهیز و ترس از وقوع نتیجهٔ نادرست، یعنی «مبادا / تا مبادا / از اینکه».
تُصيبوا: ریشه: ص و ب؛ فعل مضارع منصوب به «أَن»، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ علامت نصب حذف نون، «واو» فاعل؛ به معنای «برسانید، گرفتار کنید، آسیب بزنید، هدف قرار دهید».
قَومًا: ریشه: ق و م؛ اسم مفرد لفظی با معنای جمع، منصوب؛ مفعول‌به برای «تُصيبوا»؛ به معنای «گروه، قوم، مردم، جماعت».
بِجَهالَةٍ: «بِـ» حرف جر، برای سبب یا همراهی؛ جَهالَةٍ ریشه: ج ه ل؛ اسم مصدر، مجرور؛ به معنای «نادانی، بی‌خبری، ناآگاهی، رفتار بدون علم».


فَتُصبِحوا عَلىٰ ما فَعَلتُم نادِمينَ

و در نتیجه، از کاری که کرده‌اید پشیمان شوید.

فَـ: ریشه ندارد؛ حرف ربط و نتیجه؛ به معنای «پس / در نتیجه / آنگاه».
تُصبِحوا: ریشه: ص ب ح؛ فعل مضارع منصوب، از افعال ناقصه، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ علامت نصب حذف نون، «واو» اسم فعل؛ به معنای «بشوید، گردید، صبح کنید» و در اینجا «در حالتی قرار بگیرید».
عَلىٰ: ریشه ندارد؛ حرف جر؛ به معنای «بر، نسبت به، دربارهٔ».
ما: ریشه ندارد؛ اسم موصول یا مصدری؛ در اینجا به معنای «آنچه / کاری که».
فَعَلتُم: ریشه: ف ع ل؛ فعل ماضی، صیغهٔ دوم‌شخص جمع مذکر؛ «تُم» فاعل؛ به معنای «کردید، انجام دادید».
نادِمينَ: ریشه: ن د م؛ اسم فاعل، جمع مذکر سالم، منصوب؛ خبرِ «تُصبِحوا»؛ به معنای «پشیمانان، افسوس‌خورندگان، کسانی که ندامت دارند».

Nach oben scrollen