049-005-111-حجرات

« Back to Glossary Index
و اگر آنان صبر میکردند، تا تو در موقع مقرر بسوی ایشان خارج شوی، برای ایشان بهتر بود و الله نسبت به آنچه تا حال کرده اند چشم پوش و مهربان میباشد. (۵)
وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ ۚ وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ

و اگر آنان صبر می‌کردند تا تو نزدشان بیرون بیایی، قطعاً برایشان بهتر بود؛ و الله آمرزنده و مهربان است.

وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّىٰ تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكَانَ خَيْرًا لَهُمْ

و اگر آنان صبر می‌کردند تا تو نزدشان بیرون بیایی، قطعاً برایشان بهتر بود.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز سخن؛ معنای «و»، «نیز»، «در حالی که» بسته به بافت.
لَوْ: ریشه ندارد؛ حرف شرط غیرجازم؛ برای بیان شرطی که رخ نداده است؛ معنا: «اگر»، «اگر چنین می‌شد».
أَنَّهُمْ: «أَنَّ» ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب، معنا: «که، بی‌گمان که»؛ «هُمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب، در محل نصب اسمِ «أَنَّ»، معنا: «آنان».
صَبَرُوا: ریشه: ص ب ر؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر غایب؛ مبنی بر ضم به سبب اتصال به «واو جماعت»؛ «واو» فاعل است؛ معنا: «صبر کردند»، «شکیبایی ورزیدند»، «خودداری کردند».
حَتَّىٰ: ریشه ندارد؛ حرف غایت و نصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ معنا: «تا»، «تا زمانی که».
تَخْرُجَ: ریشه: خ ر ج؛ فعل مضارع منصوب به «حَتَّىٰ»، صیغهٔ دوم‌شخص مفرد مذکر؛ فاعل آن ضمیر پنهان «أنتَ» است؛ معنا: «بیرون بیایی»، «خارج شوی».
إِلَيْهِمْ: «إِلَى» ریشه ندارد؛ حرف جر، معنا: «به سوی»، «نزد»؛ «هِمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر، معنا: «آنان»؛ مجموعاً: «به سوی آنان»، «نزد آنان».
لَكَانَ: «لَـ» ریشه ندارد؛ لامِ جواب شرط، برای تأکید در پاسخِ «لَوْ»؛ «كَانَ» ریشه: ك و ن؛ فعل ماضی ناقص، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: «بود»، «می‌بود».
خَيْرًا: ریشه: خ ي ر؛ اسم منصوب، خبرِ «كَانَ»؛ معنا: «بهتر»، «خوب‌تر»، «نیکی».
لَهُمْ: «لِـ» ریشه ندارد؛ حرف جر، معنا: «برای»، «به سودِ»؛ «هُمْ» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر؛ مجموعاً: «برای آنان»، «به سود آنان».


وَاللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ

و الله آمرزنده و مهربان است.

وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف یا آغاز جمله؛ معنا: «و».
اللَّهُ: نام خاص ذات پروردگار؛ از نظر اعراب در این جمله مبتدا و مرفوع است؛ معنا: «الله».
غَفُورٌ: ریشه: غ ف ر؛ صیغهٔ مبالغه بر وزن «فَعُول»؛ خبرِ اول برای «اللَّهُ» و مرفوع؛ معنا: «بسیار آمرزنده»، «پوشانندهٔ گناه»، «بخشاینده».
رَحِيمٌ: ریشه: ر ح م؛ صفت مشبهه بر وزن «فَعِيل»؛ خبرِ دوم برای «اللَّهُ» و مرفوع؛ معنا: «مهربان»، «بسیار رحمت‌کننده»، «دارای رحمت پایدار».

Nach oben scrollen