049-003-111-حجرات

« Back to Glossary Index
کسانیکه صداهای خود را نزد پیغمبر الله فروتر جلوه میدهند، کسانی هستند که الله دلهای آنان را برای آن تقوای اسلام آزموده است، برای چنین اشخاصی آمرزش و مزد بزرگی خواهد بود (از این آیه پیداست که عده ای از مؤمنان قبل از اینکه کسی به آنان گوشزد کند، چون روح کنجکاو و فهمیده ای داشتند، قواعد انضباط و ادب را مراعات میکردند، زیرا همیشه مایل بودند روی قانون تقوی هر چیز خوبی را بشناسند و بدان عمل کنند.) (3)
إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللهِ أُولَٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ ۚ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ

بی‌گمان کسانی که صدای خود را نزد فرستادهٔ الله پایین می‌آورند، آنان همان کسانی‌اند که الله دل‌هایشان را برای پرهیزگاری آزموده و آماده ساخته است؛ برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.

إِنَّ الَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَاتَهُمْ عِندَ رَسُولِ اللهِ

بی‌گمان کسانی که صدای خود را نزد فرستادهٔ الله پایین می‌آورند،

إِنَّ: ریشه ندارد؛ حرف تأکید و نصب است؛ برای تأکید معنای جمله می‌آید و معمولاً معنای «بی‌گمان، همانا، قطعاً» می‌دهد.
الَّذِينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر است؛ در اینجا اسم «إِنَّ» و در محل نصب است؛ معنای آن «کسانی که» است.
يَغُضُّونَ: ریشهٔ «غ ض ض»؛ فعل مضارع، صیغهٔ جمع مذکر غایب، از افعال پنج‌گانه، مرفوع به ثبوت نون؛ «واو» در آن فاعل است؛ معنای آن «پایین می‌آورند، فرو می‌کاهند، نرم و آهسته می‌کنند» است.
أَصْوَاتَهُمْ: ریشهٔ «ص و ت»؛ «أصوات» جمعِ «صوت» به معنای «صداها» است؛ مفعول‌به برای «يَغُضُّونَ» و منصوب است؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب و مضاف‌الیه است؛ معنای ترکیب: «صداهایشان / صدای خودشان».
عِندَ: ریشه ندارد؛ ظرف مکان منصوب و مضاف است؛ معنای آن «نزد، پیش، در حضور» است.
رَسُولِ: ریشهٔ «ر س ل»؛ اسم مفرد، مضاف‌الیه برای «عِندَ» و مجرور است، و خودش مضاف به «الله» است؛ معنای آن «فرستاده، پیامبر» است.
اللهِ: نام خاص الله؛ مضاف‌الیه برای «رَسُولِ» و مجرور است؛ معنای ترکیب «رَسُولِ اللهِ» یعنی «فرستادهٔ الله».


أُولَٰئِكَ الَّذِينَ امْتَحَنَ اللهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ

آنان همان کسانی‌اند که الله دل‌هایشان را برای پرهیزگاری آزموده و آماده ساخته است؛

أُولَٰئِكَ: ریشه ندارد؛ اسم اشاره برای جمع دور؛ در اینجا مبتدا است؛ معنای آن «آنان، آن گروه» است.
الَّذِينَ: ریشه ندارد؛ اسم موصول جمع مذکر؛ می‌تواند خبر یا صفت/بدل برای «أُولَٰئِكَ» باشد؛ معنای آن «کسانی که» است.
امْتَحَنَ: ریشهٔ «م ح ن»؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنای آن «آزمود، سنجید، خالص و آماده ساخت» است.
اللهُ: نام خاص الله؛ فاعلِ «امْتَحَنَ» و مرفوع است؛ یعنی «الله آزمود».
قُلُوبَهُمْ: ریشهٔ «ق ل ب»؛ «قُلُوب» جمعِ «قلب» به معنای «دل‌ها» است؛ مفعول‌به برای «امْتَحَنَ» و منصوب است؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب و مضاف‌الیه است؛ معنای ترکیب: «دل‌هایشان».
لِلتَّقْوَىٰ: ریشهٔ «و ق ي»؛ «لِـ» حرف جر است و می‌تواند معنای هدف، اختصاص یا آماده‌سازی برای چیزی را برساند؛ «التقوى» اسم/مصدر مجرور به «لِـ» است؛ معنای آن «پرهیزگاری، خداترسی، نگه‌داشتن خود از نافرمانی» است.


لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ

برای آنان آمرزش و پاداشی بزرگ است.

لَهُم: «لِـ» حرف جر به معنای «برای» است؛ «هم» ضمیر متصل جمع مذکر غایب در محل جر است؛ این جار و مجرور در جمله نقش خبر مقدم دارد؛ معنای آن «برای آنان» است.
مَّغْفِرَةٌ: ریشهٔ «غ ف ر»؛ اسم مفرد مؤنث، مبتدای مؤخر و مرفوع است؛ معنای آن «آمرزش، پوشاندن گناه، بخشایش» است.
وَ: ریشه ندارد؛ حرف عطف است؛ معنای آن «و» است.
أَجْرٌ: ریشهٔ «أ ج ر»؛ اسم مفرد مذکر، معطوف بر «مَّغْفِرَةٌ» و مرفوع است؛ معنای آن «پاداش، مزد، جزا» است.
عَظِيمٌ: ریشهٔ «ع ظ م»؛ صفت برای «أَجْرٌ» و مرفوع است؛ معنای آن «بزرگ، عظیم، بسیار مهم و ارزشمند» است.

Nach oben scrollen