049-002-111-حجرات

« Back to Glossary Index
ای کسانی که ایمان آورده اید، صدای خود را بلندتر از صدای پیغمبر اسلام نکنید و برای او آنطور که صدای خود را در سخن گفتن از صدای یکدیگر بلندتر میکنید، صدا بلند نکنید، زیرا شما نمی دانید که این کار شما باعث میگردد کارهای خوب شما هم پوچ شود (انسانها هرگاه کسی به آنان نگوید که در مقابل رئیس خود باید مؤدب باشند، اگر مدتی ببینند، رئیس آنان با ایشان چون رفیقی صمیمی رفتار میکند، خود بخود کمتر حاضرند انضباط و ادب را نسبت به چنان رئیسی مراعات کنند و همین بی انضباطی باعث عدم اطاعت ها و اخلال در کارهای آن رئیس میشود و لذا خالق عالم به مؤمنان تذکرات فوق را پس از حدود ۲۰ سال که از پیغمبری حضرت محمد گذشت داد.) (۲)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا لا تَرفَعوا أَصواتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبِيِّ وَلا تَجهَروا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لِبَعضٍ أَن تَحبَطَ أَعمالُكُم وَأَنتُم لا تَشعُرونَ

ای کسانی که ایمان آورده‌اید، صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر نبرید و با او بلند سخن مگویید، آن‌گونه که بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می‌گویند؛ مبادا اعمالتان نابود شود، در حالی که خودتان آگاه نباشید.

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنوا

ای کسانی که ایمان آورده‌اید،

يا: حرف ندا؛ برای صدا زدن و توجه دادن به مخاطب به‌کار می‌رود؛ معنای آن «ای» است.
أَيُّهَا: «أيُّ» اسم ندا، مبنی بر ضم در محل نصب به ندا؛ «ها» حرف تنبیه و توجه‌دهنده است؛ مجموع آن برای خطاب رسمی و تأکیدی می‌آید، به معنای «ای».
الَّذينَ: اسم موصول جمع مذکر؛ از نظر نقش، بدل یا صفت برای «أيُّ» شمرده می‌شود؛ معنای آن «کسانی که» است.
آمَنوا: فعل ماضی، صیغهٔ سوم‌شخص جمع مذکر؛ ریشهٔ آن «أ م ن» است؛ «واو» ضمیر فاعلی برای جمع است؛ معنای آن «ایمان آوردند» است، و در خطاب قرآنی به معنای «ای کسانی که ایمان آورده‌اید» ترجمه می‌شود.


لا تَرفَعوا أَصواتَكُم فَوقَ صَوتِ النَّبِيِّ

صدای خود را بالاتر از صدای پیامبر نبرید،

لا: حرف نهی؛ بر سر فعل مضارع می‌آید و آن را مجزوم می‌کند؛ معنای آن «نکنید / مبادا» است.
تَرفَعوا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؛ از افعال پنج‌گانه و علامت جزم آن حذف نون است؛ ریشهٔ آن «ر ف ع» است؛ «واو» فاعل جمع مخاطب است؛ معنای آن «بالا نبرید / بلند نکنید» است.
أَصواتَكُم: «أصوات» جمع «صوت»، منصوب و مفعول‌به برای «تَرفَعوا»؛ ریشهٔ «صوت» به معنای صدا و آواست؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب و مضاف‌الیه است؛ معنای ترکیب: «صداهای شما / صدای شما».
فَوقَ: ظرف مکان منصوب؛ به معنای «بالا، بالاتر از، فراز»؛ در اینجا برای بیان برتری در بلندی صدا آمده است.
صَوتِ: اسم مفرد، مضاف‌الیه برای «فوق» و مضاف به «النبيّ»؛ ریشهٔ آن «ص و ت» است؛ معنای آن «صدا» است.
النَّبِيِّ: اسم مفرد معرفه با «ال»، مضاف‌الیه برای «صوت»؛ ریشهٔ مشهور آن «ن ب أ» به معنای خبر مهم و پیام است، و نیز دربارهٔ آن از «ن ب و» به معنای رفعت یاد شده است؛ معنای آن «پیامبر» است.


وَلا تَجهَروا لَهُ بِالقَولِ كَجَهرِ بَعضِكُم لِبَعضٍ

و با او بلند سخن مگویید، آن‌گونه که بعضی از شما با بعضی دیگر بلند سخن می‌گویند؛

وَ: حرف عطف؛ جملهٔ نهی دوم را به جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد؛ معنای آن «و» است.
لا: حرف نهی؛ فعل مضارع پس از خود را مجزوم می‌کند؛ معنای آن «نکنید / مگویید» است.
تَجهَروا: فعل مضارع مجزوم به «لا»ی نهی؛ از افعال پنج‌گانه و علامت جزم آن حذف نون است؛ ریشهٔ آن «ج ه ر» است؛ «واو» فاعل جمع مخاطب است؛ معنای آن «بلند سخن نگویید، آشکار و با صدای بلند نگویید» است.
لَهُ: «لِـ» حرف جر به معنای «برای، به، نزدِ»؛ «هُ» ضمیر متصل غایب مفرد مذکر، مرجع آن پیامبر است؛ معنای ترکیب: «با او / نزد او / خطاب به او».
بِالقَولِ: «بِـ» حرف جر؛ «القول» اسم مجرور با «بِـ»، معرفه با «ال»؛ ریشهٔ آن «ق و ل» است؛ معنای آن «گفتار، سخن» است؛ ترکیب یعنی «در گفتار / با سخن گفتن».
كَجَهرِ: «كَـ» حرف تشبیه به معنای «مانند»؛ «جَهر» اسم مجرور به کاف و مضاف؛ ریشهٔ آن «ج ه ر» است؛ معنای آن «بلند کردن صدا، آشکار گفتن، بلند سخن گفتن» است.
بَعضِكُم: «بعض» اسم به معنای «برخی، بعضی»، مضاف؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب و مضاف‌الیه؛ در اینجا یعنی «بعضی از شما».
لِبَعضٍ: «لِـ» حرف جر؛ «بعضٍ» اسم مجرور، نکره؛ معنای ترکیب: «برای بعضی دیگر / با بعضی دیگر»؛ مقصود، شیوهٔ عادی سخن گفتن مردم با یکدیگر است.


أَن تَحبَطَ أَعمالُكُم

مبادا اعمالتان نابود شود،

أَن: حرف مصدری و ناصب؛ فعل مضارع پس از خود را منصوب می‌کند؛ در معنا به صورت «مبادا، از بیم آنکه، تا مبادا» فهمیده می‌شود؛ اینجا نتیجهٔ ناخواستهٔ بی‌ادبی در برابر پیامبر را بیان می‌کند.
تَحبَطَ: فعل مضارع منصوب به «أن»، علامت نصب آن فتحهٔ ظاهری است؛ ریشهٔ آن «ح ب ط» است؛ معنای آن «باطل شود، نابود شود، بی‌اثر گردد» است.
أَعمالُكُم: «أعمال» جمع «عمل»، فاعل برای «تَحبَطَ» و مرفوع است؛ ریشهٔ آن «ع م ل» است؛ «كُم» ضمیر متصل جمع مخاطب و مضاف‌الیه؛ معنای ترکیب: «اعمال شما، کارهای شما».


وَأَنتُم لا تَشعُرونَ

در حالی که خودتان آگاه نباشید.

وَ: واو حالیه؛ جملهٔ پس از خود را در جایگاه حال می‌آورد؛ معنای آن در فارسی معمولاً «در حالی که» است.
أَنتُم: ضمیر منفصل جمع مخاطب؛ در این جمله مبتداست؛ معنای آن «شما» است.
لا: حرف نفی؛ فعل مضارع پس از خود را نفی می‌کند؛ معنای آن «نه / نمی» است.
تَشعُرونَ: فعل مضارع مرفوع، از افعال پنج‌گانه و علامت رفع آن ثبوت نون است؛ «واو» فاعل جمع مخاطب است؛ ریشهٔ آن «ش ع ر» است؛ معنای آن «آگاه می‌شوید، احساس می‌کنید، می‌فهمید» است؛ ترکیب «لا تَشعُرونَ» یعنی «آگاه نیستید / نمی‌فهمید».

Nach oben scrollen