082-008-086-انفطار

« Back to Glossary Index
و اجزای تو را به شکلی، که خواست، روی هم قرار داد (۸)
فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ

در هر صورتی که خواست، تو را ترکیب و پدید آورد.

فِي أَيِّ صُورَةٍ مَا شَاءَ رَكَّبَكَ

در هر شکل و هیئتی که خواست، تو را با اجزا و ویژگی‌های گوناگون آفرید و سامان داد.

فِي
حرف جر؛ از ریشهٔ مستقل و غیرمشتق است؛ به معنای «در»، «میانِ» و «درونِ». در این آیه، بیانگر ظرف و حالتِ ترکیب شدن انسان است.

أَيِّ
اسمِ مجرور به «فِي» و مضاف؛ از واژهٔ «أَيّ»؛ به معنای «کدام»، «هر کدام» یا «هر». در اینجا برای عموم به‌کار رفته و معنایش «هر صورتی» است.

صُورَةٍ
مضاف‌إلیه مجرور؛ مفرد مؤنث؛ ریشه: «ص و ر»؛ به معنای «شکل»، «هیئت»، «چهره»، «ساختار» و «صورت ظاهری یا جسمانی».

مَا
در این کاربرد، «ما» برای تأکید آمده است و معنای مستقلِ اصلی ندارد؛ جمله را استوارتر می‌کند. بر پایهٔ معنای دیگرِ ممکن، می‌تواند مفهوم «آنچه را» یا «هر آنچه را» نیز برساند.

شَاءَ
فعل ماضی؛ ریشه: «ش ي أ»؛ به معنای «خواست»، «اراده کرد» و «مشیت کرد». فاعل آن ضمیر پنهان است که به الله بازمی‌گردد.

رَكَّبَكَ
فعل ماضی، باب تفعیل؛ ریشه: «ر ك ب»؛ «رَكَّبَ» یعنی «ترکیب کرد»، «اجزا را به هم پیوست»، «ساخت» و «سامان داد». «كَ» ضمیر متصل و مفعول‌به است؛ یعنی «تو را».

Nach oben scrollen