082-006-086-انفطار

« Back to Glossary Index
ای انسان، چه چیز تو را نسبت، به تربیت کننده ی پُر کَرَمت، سرکش ساخت (6)
يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ

ای انسان، چه چیز تو را دربارهٔ پروردگار کریمت مغرور و فریفته کرد؟

يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ

ای انسان، چه چیز تو را دربارهٔ پروردگار کریمت مغرور و فریفته کرد؟

يَا
حرف ندا است؛ ریشه ندارد و برای صدا زدن و خطاب‌کردن به کار می‌رود؛ یعنی: «ای».

أَيُّهَا
از «أَيُّ» و «هَا» تشکیل شده است؛ «أَيُّ» اسمِ مبهمِ مخصوص ندا و مبنی بر ضم است و «هَا» حرف تنبیه است؛ مجموعاً برای جلب توجهِ مخاطب می‌آید؛ یعنی: «ای».

الْإِنسَانُ
از ریشهٔ «أ ن س» یا بنا بر دیدگاهی «ن س ي» است؛ اسم، مفرد، معرفه با «ال»، مذکر و مرفوع است و بدل یا صفت برای «أَيُّ» به شمار می‌آید؛ به معنای انسان، آدمی و بشر است.

مَا
اسم استفهام و مبنی بر سکون است؛ در جایگاه فاعلِ فعل «غَرَّ» قرار دارد؛ برای پرسشِ سرزنش‌آمیز آمده است؛ یعنی: «چه چیز؟».

غَرَّكَ
از ریشهٔ «غ ر ر» است؛ فعل ماضی، مفرد، مذکر و غایب است؛ «كَ» ضمیر پیوسته و مفعول‌به است؛ «غَرَّ» یعنی فریفت، مغرور کرد، با وعده یا ظاهرِ فریبنده گول زد؛ «غَرَّكَ» یعنی: «تو را فریفت یا مغرور کرد».

بِرَبِّكَ
«بِ» حرف جر است و معنای «به، دربارهٔ» می‌دهد؛ «رَبِّ» از ریشهٔ «ر ب ب» است، اسمِ مجرور و مضاف است؛ «كَ» ضمیر پیوسته در محل جر و مضاف‌الیه است؛ «رَبّ» یعنی پروردگار، مالک، سرپرست، تربیت‌کننده و تدبیرکننده؛ «بِرَبِّكَ» یعنی: «دربارهٔ پروردگارت».

الْكَرِيمِ
از ریشهٔ «ك ر م» است؛ صفت، مفرد، مذکر، معرفه و مجرور است و صفتِ «رَبِّ» است؛ «کریم» یعنی بسیار بزرگوار، بخشنده، دارای احسان فراوان و صاحب بزرگی.

تفسیر

«يَا أَيُّهَا الْإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِيمِ»
(سوره انفطار، آیه ۶)

«ای انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت فریفته و بی‌پروا کرده است؟»

این آیه یک پرسش تکان‌دهنده است، نه پرسشی برای گرفتن پاسخ؛ خدا از حال انسان آگاه است. پرسش برای این است که انسان لحظه‌ای بایستد و با خودش صادقانه روبه‌رو شود.

نکته اصلی آیه این است که انسان گاهی گناه، بی‌توجهی، تأخیر در توبه، یا نادیده‌گرفتن حق دیگران را با این تصور ادامه می‌دهد که: «خدا مهربان است، پس مرا می‌بخشد.» اما آیه می‌پرسد: چگونه همان مهربانی و بزرگواریِ خدا، تبدیل به دلیل جرئت‌کردن بر نافرمانی شده است؟

کلمهٔ «کریم» بسیار معنا دارد: پروردگاری که نعمت می‌دهد، عیب‌ها را می‌پوشاند، فرصت بازگشت می‌دهد، درِ توبه را نمی‌بندد و بنده را فوراً به سبب خطایش نابود نمی‌کند. ولی درست همین صبر و بخشش، ممکن است انسان غافل را فریب دهد. او خیال می‌کند سکوتِ مجازات یعنی رضایت؛ در حالی که ممکن است فقط فرصتی برای بیدارشدن باشد.

پس می‌توان آیه را این‌گونه فهمید:

  • چه چیزی باعث شد نعمت‌های خدا را بدیهی بدانی؟
  • چه چیزی باعث شد فرصت‌دادن او را نشانه بی‌حساب‌بودن اعمالت تصور کنی؟
  • چرا به مهربانی او اعتماد کردی، اما از عدالت و حسابرسی او غافل شدی؟
  • چرا از کسی که این‌همه به تو نزدیک و کریم بوده، دور شدی؟

این آیه انسان را به ترسِ ناامیدکننده دعوت نمی‌کند؛ بلکه به شرمِ بیدارکننده دعوت می‌کند. یعنی انسان بگوید: «خدایا، تو با من کریمانه رفتار کردی؛ پس سزاوار نیست من با بی‌توجهی و ناسپاسی پاسخ دهم.»

خلاصه اینکه:
بزرگواری خدا باید انسان را به محبت، شکر، اصلاح و بازگشت نزدیک کند؛ نه اینکه بهانه‌ای برای ادامه‌دادن خطاها شود.

Nach oben scrollen