018-088-071-كهف

« Back to Glossary Index
و هر آنکه به دستورات ما گردن نهد و نیکو کاری کند پاداشش آن زندگی خوبتر خواهد بود و دستور خواهیم داد کارش آسان شود. (۸۸)
وَأَمّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًا فَلَهُ جَزاءً الحُسنىٰ ۖ وَسَنَقولُ لَهُ مِن أَمرِنا يُسرًا

و اما کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، نیکوترین پاداش برای اوست؛ و از فرمان خود، سخنی آسان به او خواهیم گفت.

وَأَمّا مَن آمَنَ وَعَمِلَ صالِحًا فَلَهُ جَزاءً الحُسنىٰ

و اما کسی که ایمان آورد و کار شایسته انجام دهد، نیکوترین پاداش برای اوست.

وَأَمّا: «وَ» حرف عطف یا آغاز سخن، بی‌ریشه؛ «أَمّا» حرف تفصیل و شرط، بی‌ریشه؛ معنا: اما، و اما، در موردِ این‌که.

مَن: اسم شرط یا موصول، بی‌ریشه؛ در اینجا به معنای «کسی که»؛ از نظر نقش، آغازگر جملهٔ شرطی/موصولی است.

آمَنَ: ریشهٔ «أ م ن»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر، باب إفعال؛ معنا: ایمان آورد، باور کرد، ایمن دانست.

وَعَمِلَ: «وَ» حرف عطف؛ «عَمِلَ» از ریشهٔ «ع م ل»؛ فعل ماضی، سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: انجام داد، عمل کرد.

صالِحًا: ریشهٔ «ص ل ح»؛ صفت منصوب و نکره؛ در تقدیر وابسته به «عَمَلًا» است، یعنی «عَمَلًا صالِحًا»؛ معنا: شایسته، درست، نیک.

فَلَهُ: «فَ» حرف جواب و نتیجه، مخصوص پاسخِ «أَمّا»؛ «لِـ» حرف جر؛ «هُ» ضمیر سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: پس برای اوست، پس از آنِ اوست.

جَزاءً: ریشهٔ «ج ز ي»؛ اسم مصدر/مصدر، منصوب و نکره؛ معنا: پاداش، جزا، عوضِ عمل.

الحُسنىٰ: ریشهٔ «ح س ن»؛ اسم تفضیل مؤنث از «أَحسَن»، معرفه با «ال»؛ اعراب آن به سبب الف مقصوره آشکار نمی‌شود؛ در این ترکیب به معنای پاداش نیکوتر/بهترین پاداش است؛ معنا: نیکوترین، بهترین، پاداش نیکو.


وَسَنَقولُ لَهُ مِن أَمرِنا يُسرًا

و از فرمان خود، سخنی آسان به او خواهیم گفت.

وَسَنَقولُ: «وَ» حرف عطف یا ادامهٔ سخن؛ «سَـ» نشانهٔ آیندهٔ نزدیک؛ «نَقولُ» از ریشهٔ «ق و ل»؛ فعل مضارع مرفوع، اول‌شخص جمع؛ معنا: و خواهیم گفت، و به‌زودی می‌گوییم.

لَهُ: «لِـ» حرف جر؛ «هُ» ضمیر سوم‌شخص مفرد مذکر؛ معنا: به او، برای او.

مِن: حرف جر، بی‌ریشه؛ معنا: از، از جانب، از میان، در ارتباط با.

أَمرِنا: «أَمرِ» از ریشهٔ «أ م ر»؛ اسم مفرد، مجرور به سبب «مِن»؛ «نا» ضمیر متصل اول‌شخص جمع و مضاف‌الیه؛ معنا: فرمان ما، کار ما، دستور ما.

يُسرًا: ریشهٔ «ي س ر»؛ اسم/مصدر منصوب و نکره؛ می‌تواند مفعولِ معناییِ «نَقولُ» یا وصفی برای «قولًا»ی محذوف باشد؛ معنا: آسانی، سخن آسان، دستور آسان.

Nach oben scrollen