| از آنجا راهی دیگر رفت (۸۹) |
| ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًا سپس راهی را پی گرفت. ثُمَّ أَتْبَعَ سَبَبًاسپس راهی را پی گرفت. ثُمَّ: ریشهٔ واژگانی مستقل ندارد؛ حرف عطف است؛ برای ترتیب همراه با فاصله یا تأخیر بهکار میرود؛ معنا: سپس، بعد از آن. أَتْبَعَ: ریشه: ت ب ع؛ فعل ماضی، صیغهٔ سوم شخص مفرد مذکر، باب إفعال؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هُوَ» است که به ذوالقرنین برمیگردد؛ معنا: پی گرفت، دنبال کرد، در پیش گرفت، بهدنبال چیزی رفت. سَبَبًا: ریشه: س ب ب؛ اسم مفرد مذکر، منصوب با تنوین فتحه، مفعولبه برای «أَتْبَعَ»؛ معنا: راه، وسیله، سبب، دستاویز، مسیر یا ابزار رسیدن به مقصود. |
018-089-071-كهف
« Back to Glossary Index
