018-084-071-كهف

« Back to Glossary Index
ما در زمین به او قدرت دادیم و وسیله ای برای هر چیز به او بخشیدیم (84)
إِنّا مَكَّنّا لَهُ فِي الأَرضِ وَآتَيناهُ مِن كُلِّ شَيءٍ سَبَبًا

ما به او در زمین توان و جایگاه دادیم، و از هر چیزی وسیله‌ای در اختیارش گذاشتیم.

إِنّا مَكَّنّا لَهُ فِي الأَرضِ

به‌راستی ما به او در زمین توان، قدرت و جایگاه دادیم.

إِنّا: از «إِنَّ» + «نا»؛ «إِنَّ» حرف تأکید و نصب است؛ «نا» ضمیر متصل، اسم «إِنَّ» و به معنای «ما»؛ در معنا: «به‌راستی ما»، «همانا ما».

مَكَّنّا: ریشه: «م ك ن»؛ فعل ماضی، صیغهٔ متکلم مع‌الغیر، باب تفعیل «مَكَّنَ»؛ «نا» در پایان، فاعل است؛ معنا: «قدرت دادیم»، «استوار ساختیم»، «جایگاه دادیم»، «امکانات فراهم کردیم».

لَهُ: «لِـ» حرف جر + «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب؛ جار و مجرور؛ معنا: «برای او»، «به او»، «در حق او».

فِي: حرف جر؛ معنا: «در»، «داخلِ»، «درونِ».

الأَرضِ: ریشه: «أ ر ض»؛ اسم مفرد مؤنث، مجرور به سبب «فِي»؛ معنا: «زمین»، «سرزمین»، «جهانِ زمینی».


وَآتَيناهُ مِن كُلِّ شَيءٍ سَبَبًا

و از هر چیزی وسیله، راه و ابزار لازم را به او دادیم.

وَ: حرف عطف؛ معنا: «و»؛ جملهٔ دوم را به جملهٔ پیشین پیوند می‌دهد.

آتَيناهُ: ریشه: «أ ت ي»؛ فعل ماضی از باب إفعال «آتَى» به معنای «دادن»؛ «نا» فاعل، یعنی «ما»؛ «هُ» ضمیر متصل مفرد مذکر غایب و مفعول اول؛ معنا: «به او دادیم»، «در اختیار او گذاشتیم».

مِن: حرف جر؛ معنا: «از»، «از میان»، «بخشی از»؛ در اینجا برای رساندن معنای برخورداری از انواع اسباب و امکانات آمده است.

كُلِّ: ریشه: «ك ل ل»؛ اسم، مجرور به سبب «مِن»، و مضاف است؛ معنا: «هر»، «همهٔ»، «تمامِ».

شَيءٍ: ریشه: «ش ي أ»؛ اسم مفرد، مضاف‌الیه و مجرور؛ معنا: «چیز»، «امر»، «هر نوع امکان یا ابزار».

سَبَبًا: ریشه: «س ب ب»؛ اسم مفرد، منصوب؛ مفعول دوم برای «آتَيناهُ»؛ معنا: «وسیله»، «سبب»، «راه»، «ابزار»، «دستاویز»، «امکان دسترسی به هدف».

Nach oben scrollen