| پس او به دنبال راهی رفت (۸۵) |
| فَأَتْبَعَ سَبَبًا پس راهی را پی گرفت. فَأَتْبَعَ سَبَبًاپس راهی را پی گرفت. فَ: حرف عطف و ترتیب؛ ریشه ندارد؛ برای پیوند دادن جمله با آنچه پیش از آن آمده و رساندن معنای «پس»، «آنگاه»، «در نتیجه» بهکار میرود. أَتْبَعَ: فعل ماضی، صیغهٔ سومشخص مفرد مذکر؛ از ریشهٔ «ت ب ع»؛ باب إفعال؛ معنای اصلی: دنبال کردن، پی گرفتن، در پیِ چیزی رفتن، دنبالِ راه یا وسیلهای را گرفتن. سَبَبًا: اسم مفرد نکره، منصوب؛ از ریشهٔ «س ب ب»؛ مفعولٌبه برای «أَتْبَعَ»؛ معناها: راه، وسیله، سبب، ابزار رسیدن به هدف، مسیر یا وسیلهای برای دستیابی به چیزی. |
018-085-071-كهف
« Back to Glossary Index
