113-005-021-فلق

« Back to Glossary Index
و از شر حسودی که چون حسد کند (این نیز، نوعی وسیله و باعث شرارت است که با انواع فوق فرق دارد) (۵)

وَمِنْ شَرِّ حاسِدٍ إِذَا حَسَدَ

و از شرّ حسود، هنگامی که حسد می‌ورزد.

وَ
ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف مبنی، برای پیوستن این بخش به بخش‌های پیشین آیه‌ها.
معانی: و.

مِنْ
ریشه: ندارد؛ حرف جر است.
گرامر: حرف مبنی؛ اسم پس از خود را مجرور می‌کند.
معانی: از، از جانبِ.

شَرِّ
ریشه: ش ر ر.
گرامر: اسم، مجرور به «مِنْ» و مضاف؛ نشانهٔ جرّ آن کسره است.
معانی: بدی، آسیب، گزند، شرّ.

حَاسِدٍ
ریشه: ح س د.
گرامر: اسم فاعل، مفرد مذکر، نکره، مجرور؛ مضاف‌الیه برای «شَرِّ» است و نشانهٔ جرّ آن کسره است.
معانی: حسود، کسی که آرزوی از بین رفتن نعمتِ دیگری را دارد.

إِذَا
ریشه: ندارد؛ اسم ظرف است.
گرامر: ظرف زمان برای آینده، مبنی بر سکون، در محل نصب؛ جملهٔ پس از آن به آن وابسته است.
معانی: هنگامی که، آن‌گاه که.

حَسَدَ
ریشه: ح س د.
گرامر: فعل ماضی، مفرد مذکر غایب؛ فاعل آن ضمیر پنهان «هو» است که به «حاسد» بازمی‌گردد.
معانی: حسد ورزید، رشک برد، آرزوی زوال نعمتِ دیگری کرد.

Nach oben scrollen