112-003-023-إخلاص

« Back to Glossary Index
نه زاده دارد و نه زاده شده (3)
لَم يَلِد وَلَم يولَد

نه زاده است و نه زاده شده است.

لَم يَلِد

نزاده است.

لَم ریشه: ندارد؛ حرف نفی و جزم است.
گرامر: حرف نفیِ جازم که فعل مضارع را منفی و مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته می‌برد.
معانی: نه، هرگز نکرده است.

يَلِد ریشه: و ل د.
گرامر: فعل مضارع، مفرد، مذکر، غایب؛ مجزوم به «لَم» و نشانهٔ جزم آن سکونِ مقدر بر دال است. فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله بازمی‌گردد.
معانی: می‌زاید، فرزند می‌آورد، پدرِ کسی می‌شود؛ در اینجا: نزاده است.


وَلَم يولَد

و زاده نشده است.

وَ ریشه: ندارد؛ حرف عطف است.
گرامر: حرف عطف برای پیوند دادن دو جمله.
معانی: و.

لَم ریشه: ندارد؛ حرف نفی و جزم است.
گرامر: حرف نفیِ جازم که فعل مضارع را منفی و مجزوم می‌کند و معنای آن را به گذشته می‌برد.
معانی: نه، هرگز نشده است.

يولَد ریشه: و ل د.
گرامر: فعل مضارع مجهول، مفرد، مذکر، غایب؛ مجزوم به «لَم» و نشانهٔ جزم آن سکونِ مقدر بر دال است. نایب فاعل آن ضمیر مستتر «هو» است که به الله بازمی‌گردد.
معانی: زاده می‌شود، به دنیا آورده می‌شود؛ در اینجا: زاده نشده است.

Nach oben scrollen