108-002-016-كوثر

« Back to Glossary Index

پس تو، بجای رو آوردن به زیاده هایِ دنیائیِ زود گذر، برای پروردگارت نماز بخوان(یعنی با در نظر گرفتن معانیِ نمازِ اسلام و سوره ی الحمد، تمایلِ بندگیِ خود را به خالقِ خود، نشان بده) و برای خوراندنِ بیچارگان، شُتر بُکُش (یعنی برخلافِ آنچه مال دوستان عمل می کنند و در پی جمعِ مال از راه ستم به دیگران هستند، بیشتر برای کمک به دیگران خرج کن) (2)

پس برای پروردگارت نماز بخوان و قربانی کن.

فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ

پس برای پروردگارت نماز بگزار و قربانی کن.

فَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف عطف یا استئناف؛ بر پیوند و نتیجه‌گیری دلالت می‌کند.
معانی: پس، بنابراین، آنگاه.

صَلِّ
ریشه: ص ل و / ص ل ي؛ از فعل «صَلّى».
گرامر: فعل امر، مفرد مذکر مخاطب؛ از باب تفعیل.
معانی: نماز بگزار، دعا کن، عبادت کن.

لِ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف جر؛ اسم پس از خود را مجرور می‌کند.
معانی: برای، به‌خاطرِ، از آنِ.

رَبِّ
ریشه: ر ب ب؛ از «رَبّ».
گرامر: اسم مجرور به حرف جر «لِ» و مضاف؛ نشانهٔ جر آن کسره است.
معانی: پروردگار، مالک، سرپرست، تربیت‌کننده.

كَ
ریشه: ضمیر است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: ضمیر متصل مخاطب، مفرد مذکر؛ در محل جر و مضاف‌الیه.
معانی: تو، ـِ تو.

وَ
ریشه: حرف است و ریشهٔ اشتقاقی ندارد.
گرامر: حرف عطف؛ میان دو فعل پیوند برقرار می‌کند.
معانی: و.

انْحَرْ
ریشه: ن ح ر؛ از فعل «نَحَرَ».
گرامر: فعل امر، مفرد مذکر مخاطب؛ از باب ثلاثی مجرد.
معانی: قربانی کن، شتر یا حیوان قربانی را ذبح کن.

Nach oben scrollen