097-005-026-قدر

« Back to Glossary Index
و آن شب تا طلوع صبح، سلامتی ویژه‌ای برای پیامبر خواهد بود (در شب مبعث پیامبر اسلام، پس از نزول پنج آیه نخست سوره علق و تمام سوره حمد، که در خانه خدیجه رخ داد، پیامبر بر اثر شدت رابطه با جبرئیل بسیار ناراحت بود و خوابید، اما به خواب نمی‌رفت. ازاین‌رو، فرشتگان مزبور مأمور بودند با قدرت خود هم او را به خوابی خوش فروبرند و هم روح او را چنان آماده سازند که از تکرار رابطه وحیانی ناراحت نشود). (۵)
سَلَامٌ هِيَ حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ

آن شب تا برآمدن سپیده، سراسر سلام و آرامش است.

سَلَامٌ هِيَ

آن، سلام و آرامش است.

سَلَامٌ: ریشه: س-ل-م؛ اسم مفرد، نکره، مرفوع با تنوین ضم؛ به معنای سلامتی، امنیت، آرامش، صلح و ایمنی.

هِيَ: ضمیر منفصل، مفرد مؤنث، مبنی؛ در اینجا به «شب قدر» بازمی‌گردد و در جایگاه مبتدا قرار دارد؛ به معنای «آن / او».


حَتَّىٰ مَطْلَعِ الْفَجْرِ

تا برآمدن سپیده‌دم.

حَتَّىٰ: حرف غایت و پایان؛ مبنی؛ به معنای «تا» و بیانگر ادامه‌داشتن چیزی تا زمان معین است.

مَطْلَعِ: ریشه: ط-ل-ع؛ اسم مکان یا مصدر میمی، مفرد، مجرور به سبب اضافه یا تعلق به «حَتّىٰ»؛ به معنای محل یا زمان طلوع، برآمدن و آشکارشدن.

الْفَجْرِ: ریشه: ف-ج-ر؛ اسم مفرد، معرفه با «ال»، مجرور به سبب اضافه؛ به معنای سپیده‌دم، روشنایی آغاز صبح و شکافته‌شدن تاریکی شب.

«سَلامٌ» واژه‌ای عربی است

و بسته به موقعیت، چند معنا می‌تواند داشته باشد:

  1. درود / سلام
    • به‌عنوان تحیت و خوشامدگویی:
    • «سَلامٌ عَلَیکُم» = درود بر شما / سلام بر شما.
  2. صلح و آشتی
    • در برابر جنگ، دشمنی و نزاع.
    • مانند: «دعوت به سلام و صلح».
  3. امنیت و بی‌خطری
    • حالتِ دور بودن از آسیب، ترس، نقص یا آفت.
    • «دارُ السَّلام» یعنی سرای امن و آرام؛ در کاربرد دینی، بهشت.
  4. سلامتی و تندرستی
    • اشاره به سالم‌بودن و رهایی از بیماری یا آسیب.
  5. دعای خیر
    • وقتی به کسی «سلام» می‌گویند، معنای ضمنی آن می‌تواند این باشد: «برای تو امنیت، آرامش و سلامت می‌خواهم.»

ریشهٔ واژه

«سَلام» از ریشهٔ سه‌حرفی عربیِ س ـ ل ـ م می‌آید.

معنای بنیادین این ریشه، در مجموع، به سالم و بی‌نقص بودن، در امان بودن، آرامش و صلح بازمی‌گردد.

واژه‌های هم‌ریشه:

  • سَلِمَ: سالم و بی‌آسیب بود.
  • سَلیم: سالم، پاک، بی‌عیب؛ مانند «قلبِ سلیم».
  • سَلامَة: سلامت، ایمنی.
  • سِلم / سَلم: صلح و آشتی.
  • مُسالَمه: صلح‌جویی، سازش.
  • اِسلام: در معنای لغوی، تسلیم‌شدن و گردن‌نهادن؛ و در کاربرد دینی، تسلیم در برابر خدا.
  • مُسلِم: کسی که تسلیم خداست.
  • السَّلام: یکی از نام‌های خدا در سنت اسلامی؛ یعنی آن‌که از هر نقص و عیب منزّه است و سرچشمهٔ امنیت و سلامتی است.

نکتهٔ دستوری

تنوین در «سَلامٌ» نشان می‌دهد که این واژه نکره است؛ یعنی در حالت عادی می‌تواند «سلامی / درودی / آرامشی» معنا دهد. اما در گفت‌وگو، حتی به‌تنهایی نیز معمولاً همان معنای «سلام» یا «درود» را می‌رساند.

Nach oben scrollen