097-004-026-قدر

« Back to Glossary Index
در آن شب آن ملكها ( آن فرشته های مامور رساندن پیغام و زمینه سازی های لازم برای تربیت پیغمبر اسلام که در سوره نجم، بنام قوه های بهم فشرده شده و جبرئیل معرفی شد) و آن روح (روح یعنی قدرت و انرژی که انواع دارد و کتابهای آسمانی نیز، بر طبق آیه ۵۲ از سوره شوری هر یک قدرت و روحی هستند که جهان بشری را بسوی یک تربیت عالی تکان می دهند و بزرگترین آنها قرآن مجید است که در این آیه به نام روح خوانده شده، زیرا آن قدرت محرکه بزرگی برای بشر بوده) به فرمان پروردگارشان از هر کاری فرو می آیند (زیرا هر یک از کتابهای بزرگ آسمانی در کلیه امور اجتماعی راهنمائیهائی ارزنده دارد و هر یک در کلیه امور و شئون بشری دخالت می کند و باید ملكها و فرشته های مأمور این شب در کلیه امور اجتماعی مردمی که باید این مکتب، در آنها اثر کند، زمینه سازی نمایند و محیط را برای قبول آن به اندازه لازم آماده کنند) (4)
آن ملائکه، فرشتگان هماهنگی هستند که مجموعاً به نام جبرئیل، یا در سورهٔ نجم با عنوان «شدیدُالقُوی» خوانده شده‌اند. آنان در سورهٔ صافات خود را صف‌کشیدگانی معرفی کرده‌اند که آمادهٔ خدمت‌اند و در زمان بعثت هر پیامبر بزرگی، از جانب الله مأمور می‌شوند دست از هر کاری که دارند بکشند تا همراه آن روح مخصوص ــ که طبق آیهٔ ۵۲ سورهٔ شوری، همان مطالب قرآن است ــ به زمین فرود آیند.

بیشتر مفسران قرآن، عبارت «مِنْ کُلِّ أَمْر» را با مقایسهٔ آن با عبارت «مِمّا خَطیئاتِهِم» که در آیهٔ ۲۵ سورهٔ نوح آمده است، به معنای «برای هر کاری» گرفته‌اند؛ درحالی‌که این برداشت نادرست است. همان‌گونه که پیش‌تر گفته شد، آنان به دلیل بی‌توجهی، تصور کرده‌اند که این شب قدر به دلایل موهوم هر سال تکرار می‌شود یا «هزار ماه» مفهومی جز کثرت ندارد؛ با اینکه به روایتِ هزار ماه حکومت بنی‌امیه نیز توجه کرده‌اند.

تَنَزَّلُ المَلائِكَةُ وَالرّوحُ فيها بِإِذنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمرٍ

فرشتگان و روح، در آن شب، به اجازه پروردگارشان از هر کاری فرود می‌آیند.

تَنَزَّلُ
ریشه: «ن ز ل». فعل مضارع، مفرد مؤنث غایب، از باب تفعّل؛ به سبب مؤنث بودنِ جمعِ غیرعاقلِ «المَلائِكَةُ» به صورت مفرد مؤنث آمده است. معنا: فرود می‌آید؛ پیوسته و گروه‌گروه فرود می‌آید.

المَلائِكَةُ
ریشه: در اصل از «أ ل ك» یا «ل أ ك» دانسته شده و با معنای پیام‌رسانی پیوند دارد. اسم جمع، معرفه با «ال»، مرفوع و فاعلِ «تَنَزَّلُ». معنا: فرشتگان.

وَ
حرف عطف، مبنی و بدون محل اعرابی. معنا: و.

الرّوحُ
ریشه: «ر و ح». اسم، معرفه با «ال»، مرفوع و معطوف بر «المَلائِكَةُ». در این آیه، مقصود جبرئیل دانسته شده است. معنا: روح؛ جبرئیل.

فيها
«في»: حرف جر، مبنی و بدون محل اعرابی؛ معنا: در. «ها»: ضمیر متصل مبنی در محل جر با «في»، بازگشت‌کننده به شب قدر. معنا: در آن.

بِإِذنِ
«بِ»: حرف جر، مبنی و بدون محل اعرابی؛ معنا: به، با. «إِذنِ»: ریشه «أ ذ ن»، اسم مجرور با «بِ» و مضاف. معنا: اجازه، فرمان، اذن.

رَبِّهِم
«رَبِّ»: ریشه «ر ب ب»، اسم مجرور و مضاف؛ معنا: پروردگار، مالک و تدبیرکننده. «هِم»: ضمیر متصل مبنی در محل جر مضاف‌الیه، بازگشت‌کننده به فرشتگان و روح. معنا: پروردگارشان.

مِن
حرف جر، مبنی و بدون محل اعرابی. در اینجا برای بیانِ سبب یا همراهیِ هر امر آمده است. معنا: از، برای، به سببِ.

كُلِّ
ریشه: «ك ل ل». اسم مجرور با «مِن» و مضاف. معنا: هر، همهٔ.

أَمرٍ
ریشه: «أ م ر». اسم مجرور، مضاف‌الیه برای «كُلِّ». معنا: کار، فرمان، امر.

در چندین آیه از قرآن،

واژه‌های „ملائکه“ و „روح“ با هم ذکر شده‌اند. این آیات به مفاهیم مرتبط با فرشتگان و روح (که معمولاً به جبرئیل یا یک موجود مقرب الهی دیگر اشاره دارد) اشاره دارند. در زیر برخی از این آیات همراه با ترجمه فارسی آورده شده است:

1. سوره قدر، آیه 4:
تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ

فرشتگان و روح در آن شب به اذن پروردگارشان برای (تقدیر) هر کاری نازل می‌شوند.

2. سوره نبا، آیه 38:
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَالْمَلَائِكَةُ صَفًّا لَا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمَنُ وَقَالَ صَوَابًا

روزی که روح و فرشتگان به صف می‌ایستند؛ (و) هیچ‌کس سخن نمی‌گوید، مگر آن کس که خداوند رحمان به او اجازه داده و سخن صواب می‌گوید.

3. سوره معارج، آیه 4:
تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ

فرشتگان و روح به سوی او در روزی که مقدارش پنجاه هزار سال است عروج می‌کنند.

4. سوره النحل، آیه 2:
يُنَزِّلُ الْمَلَائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَىٰ مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ أَنْ أَنْذِرُوا أَنَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاتَّقُونِ

فرشتگان را همراه با روح به فرمانش بر هر کس از بندگانش که بخواهد نازل می‌کند (و دستور می‌دهد) که: «مردم را انذار کنید که معبودی جز من نیست؛ پس تنها از من پروا کنید!»

این آیات به تناسب موضوعات مختلف از نزول فرشتگان و روح در شب قدر، روز قیامت و ارتباط با پیامبران اشاره دارند.

بله.

این بحث عمدتاً به تفسیر آیات سورهٔ قدر مربوط است:

تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ

و نیز آیهٔ ۲۵ سورهٔ نوح:

مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا

۱. معنای «مِنْ کُلِّ أَمْرٍ» در سورهٔ قدر

در تفسیرهای رایج، دو برداشت اصلی وجود دارد:

  1. «برای هر امر»
    یعنی فرشتگان و روح، با اذن خدا برای انجام هر کار یا رساندن هر تقدیر نازل می‌شوند. در این برداشت، «مِن» را گاه به معنای «باء» یا برای بیانِ همراهی می‌گیرند: «با هر امر».
  2. «از هر امر» یا «به سبب هر امر»
    یعنی نزول آنان وابسته به اموری است که خداوند مقرر کرده؛ مانند تقدیرها، فرمان‌ها، یا اموری که باید ابلاغ و اجرا شود.

از نظر صرفِ زبان عربی، ترجمهٔ «برای هر کاری» تنها امکان موجود نیست و ظاهرِ «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» معمولاً بیشتر به «از هر امر / همراه با هر امر» نزدیک است، نه لزوماً «برای انجام هر کار». تعیین معنای دقیق، به ساختار آیه و دیدگاه تفسیری بستگی دارد.

همچنین در سورهٔ دخان آمده است:

فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ

یعنی: «در آن شب، هر امرِ استوار و سنجیده‌ای جدا و تعیین می‌شود.» بسیاری از مفسران، این آیه را قرینه‌ای برای پیوند «امر» در سورهٔ قدر با تقدیر و تدبیر امور دانسته‌اند.

۲. قیاس با «مِمّا خَطیئاتِهِم» در سورهٔ نوح

در عبارت:

مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا

معنا روشن است: «به سبب گناهانشان غرق شدند.»
«مِن» در اینجا سببیه است؛ یعنی علت غرق‌شدن را بیان می‌کند.

اما از نظر نحوی و معنایی، نمی‌توان خودبه‌خود نتیجه گرفت که «مِن» در «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» نیز دقیقاً همان معنای سببی را دارد. کاربردهای «مِن» در عربی متعدد است و معنا با سیاق تعیین می‌شود. بنابراین، قیاس مستقیم این دو تعبیر برای اثبات اینکه عبارت سورهٔ قدر حتماً یعنی «به سبب هر امر» یا حتماً «برای هر کار» کافی نیست.

۳. آیا شب قدر هر سال تکرار می‌شود؟

دیدگاه غالبِ مسلمانان—در میان مفسران، فقیهان و محدّثانِ مذاهب گوناگون—این است که شب قدر در ماه رمضان و به‌صورت سالانه وجود دارد؛ هرچند در تعیین شب دقیق آن اختلاف است. مهم‌ترین دلیل، احادیث متعدد دربارهٔ جست‌وجوی آن در دههٔ پایانی رمضان است.

با این حال، برخی دیدگاه‌ها شب قدر را رخدادی یگانه در زمان نزول قرآن دانسته‌اند، یا میان «شب نخستِ نزول قرآن» و «شب قدرِ سالانه» تفکیک کرده‌اند. این دیدگاه‌ها در سنت تفسیری وجود دارند، اما نظر غالب نیستند.

۴. روایت «هزار ماهِ بنی‌امیه»

در برخی منابع تفسیری، به‌ویژه در آثار روایی شیعه و نیز پاره‌ای منابع اهل‌سنت، روایتی نقل شده که «هزار ماه» را به مدت فرمانروایی بنی‌امیه پیوند می‌دهد. مضمون مشهور آن است که پیامبر خوابی دربارهٔ بالا رفتن بنی‌امیه بر منبر خود دید و اندوهگین شد؛ سپس سورهٔ قدر یا آیهٔ مربوط به «هزار ماه» نازل شد.

ولی دربارهٔ اعتبار سندی و دلالت این روایت اختلاف جدی وجود دارد:

  • برخی آن را مؤیدِ یک تفسیر تاریخی و سیاسی از «هزار ماه» می‌دانند.
  • بسیاری از مفسران، «هزار ماه» را بیانگر برتری بسیار بزرگ شب قدر می‌گیرند، نه الزاماً عددی مربوط به حکومت بنی‌امیه.
  • حتی اگر روایت پذیرفته شود، لزوماً ثابت نمی‌کند که شب قدر فقط یک بار رخ داده است؛ مگر با مقدمات تفسیری دیگری که باید جداگانه اثبات شوند.

جمع‌بندی

  • تعبیر «مِنْ كُلِّ أَمْرٍ» چند احتمال معتبر دارد و ترجمهٔ قطعی آن به «برای هر کاری» بی‌چون‌وچرا نیست.
  • مقایسه با «مِمّا خَطیئاتِهِم» به‌تنهایی برای تعیین معنای «مِن» در سورهٔ قدر کافی نیست.
  • تکرار سالانهٔ شب قدر، نظر غالبِ سنت اسلامی است و بر احادیث متعددی تکیه دارد.
  • پیوند «هزار ماه» با بنی‌امیه، در منابع روایی مطرح شده اما از نظر سند، تفسیر و نتیجه‌گیری، محل اختلاف است.
Nach oben scrollen