096-017-002-علق

« Back to Glossary Index
پس بگذار او علیه تو، رفقای هم‌مجلس خود را بخواند (یعنی از او و یاران با نفوذش نترس). (۱۷)
فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ

پس بگذار انجمنِ خود را فرا بخواند.

فَلْيَدْعُ نَادِيَهُ

پس بگذار انجمنِ خود را فرا بخواند.

فَ

حرف عطف یا نتیجه‌گیری است؛ در اینجا معنای «پس» و «بنابراین» می‌دهد و جمله را به سخن پیشین پیوند می‌دهد.

لْ

لامِ امر است؛ بر سر فعل مضارع می‌آید و آن را مجزوم می‌کند. معنا: «بگذار» یا «باید».

يَدْعُ

ریشه: د ع و. فعل مضارع، سوم‌شخص مفرد مذکر، از باب اولِ فعل «دَعَا يَدْعُو»؛ به سبب لامِ امر مجزوم شده و حرف علّهٔ پایانی آن حذف گردیده است. معنا: «فرا بخواند»، «صدا بزند»، «دعوت کند».

نَادِيَ

ریشه: ن د و. اسمِ مفرد و مفعول‌بهِ منصوب برای «يَدْعُ» است و به سبب اضافه، علامت نصب آن فتحهٔ مقدر است. «نادی» به معنای محل گردهم‌آیی، انجمن، مجلس و نیز افرادِ حاضر در انجمن است.

هُ

ضمیر پیوستهٔ سوم‌شخص مفرد مذکر، در محل جرّ به سبب اضافه است. معنا: «او / ـش». «ناديه» یعنی «انجمنِ او» یا «یاران و هم‌نشینانِ او».

Nach oben scrollen